درک مفهوم پوشش ریسک


www.bamdadgharn.ir - ارزیابی مالی و اقتصادی طرح ها با استفاده از نرم افزار کامفار COMFAR III Expert

پایه و اساس تجزیه و تحلیل های مالی درک مفهوم این جمله است که هر رقم پیش بینی شده برای جریانات نقدی در سال های آتی برابر یک سرمایه گذاری با نرخ سود سالانه در زمان حال می باشد. مطابق آنچه در بحث ارزش زمانی پول ارائه گردید در تجزیه و تحلیل های مالی برای حذف عامل زمان در محاسبات، ارزش جریاناتی نقدی را که در سال های آتی کسب می گردد با استفاده از ضریب تنزیل (1+i)- n به ارزش روز تبدیل می نمایند. در این حالت نرخ سود سالانه i که در محاسبات بعنوان نرخ سود سرمایه گذاری در یک بازار بدون ریسک می باشد را بعنوان نرخ تنزیل در نظر می گیرند. در محاسبات مربوط به تحلیل مالی طرح ها بمنظور پیش بینی نرخ تنزیل بطور معمول بدین صورت اقدام می گردد که سرمایه گذاری در طرح با سرمایه گذاری در یک روش بدون ریسک مانند سرمایه گذاری در بانک که سود سالانه ثابتی دارد مقایسه گردد و این بدان مفهوم است که اگر سرمایه گذار در طرح سرمایه گذاری نماید، فرصت سرمایه گذاری (Opportunity Cost) در یک روش بودن ریسک که باعث افزایش ارزش دارایی خواهد شد را از دست می دهد.

بعنوان مثال اگر صاحب سرمایه در احداث و راه اندازی طرح سرمایه گذاری ننماید می تواند با خرید اوراق مشارکت و یا سرمایه گذاری در حساب های کوتاه مدت و بلند مدت بانکی سالیانه مبلغی را بصورت ثابت و بدون هیچ ریسکی از محل این سرمایه گذاری بدست آورد. براین اساس سرمایه گذاری در طرح بایستی در حالت حداقل بیش از این سپرده گذاری سود دهی داشته باشد تا درک مفهوم پوشش ریسک سرمایه گذار به سرمایه گذاری در طرح ترغیب شود.

بطور معمول نرخ تنزیل در یک طرح سرمایه گذاری که برای محاسبه ارزش فعلی هزینه ها و درآمد های پیش بینی شده برای سال های آتی طرح مورد استفاده قرار می گیرد معادل حداکثر نرخ سود بدون ریسک (نرخ سود سپرده بلند مدت بانکی و یا اوراق مشارکت) باضافه چند درصد برای پوشش ریسک سرمایه گذاری می باشد. بعنوان مثال اگر حداکثر سود بانکی در کشور 20 درصد باشد، نرخ تنزیل مناسب برای انجام محاسبات طرح و برآورد شاخص های مالی آن با توجه به ریسک سرمایه گذاری در حدود 25 درصد خواهد بود. این بدان مفهوم است که هزینه ها و در آمدهایی که برای طرح در طی سال های آتی پیش بینی می شود و تحت عنوان FV خواهد بود براساس نرخ تنزیل 25 درصد سالیانه کاهش یافته و به PV تبدیل می گردد تا مسئله ارزش زمانی پول در محاسبه شاخص های مالی لحاظ گردد. در این حالت سرمایه گذاری در طرح با سپرده گذاری در بانک که دارای نرخ سود سالیانه 25 درصد می باشد مقایسه می گردد.

نرخ تنزیل که از آن می توان بعنوان یک استاندارد شاخص مالی نام برد همانگونه که در بخش های قبلی و در خصوص استاندارد شاخص مالی اشاره گردید، تابعی از زمان، مکان و صنعت مورد بررسی می باشد و در شرایط مختلف با درنظر گرفتن جمیع موارد تأثیرگذار برآن تعیین و در محاسبات استفاده می گردد.

کسب سود بدون ریسک

کسب سود بدون ریسک

دو سال بعد از شرایط پرتلاطم بورس شیکاگو ناشی از عدم توانایی دسترسی معامله گران به نرخهای بین بانکی مطلوب به دلیل کاستی های سیستم قیمت گذاری نرخ ثابت مبتنی بر طلا برای دلار(سیستم برتن ودز)در سال 1970 میلادی اولین بازار قراردادهای آتی ارز در بورس بین المللی نیویورک شروع به کار کرد که باآغاز فعالیت این بازار در کمتر از یکسال چنان اعتمادی از جنبه کارکردی برای اقتصاددانان و و بانکداران آمریکایی بوجود آمد که باعث ملغی شدن سیستم قیمت گذاری برتن ودز که عامل کسری تراز پرداخت تجاری،افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی در آن ایام بود توسط نیکسون رییس جمهور وقت ایالت متحده شد.

با اشاره ای گذرا به حجم روزانه 5 تریلیون دلاری معاملات بازار ارز فارکس که حدود 10 درصد از آن سهم قراردادهای آتی میباشد و همچنین رشد خیره کننده بازارهای آتی ارز در اقتصادهای نوظهور( مثلا در سال 2006 معاملات فیوچرز ارز در ترکیه با رشد 300 درصدی بیشترین رشد را در بین بازار ارزی جهان کسب کرد)میتوان پی به اهمیت این بازار برد.لازم به ذکر است معاملات آتی فیوچرز در رقابت با ابزارهای نوین مالی دیگری مانند آپشن و سوآپ در راستای پوشش ریسک، این سهم از ارزش بازار را به خود اختصاص داده است.

لازمه اصلی و بلا منازع تشکیل بازار ارز به صورت قابل معامله بر روی تابلوهای بورسی چه از نوع آتی و چه نقدی تغییر رویکرد دولت ها در تنظیم نظام ارزی شان از نرخ ثابت به نظام ارزی نرخ شناور میباشد.برای درک بهتر این مطلب به چند مفهوم مهم اقتصادی در تفاوت این دو نظام ارزی می پردازیم،در نظام ارزی نرخ ثابت افزایش قدرت پول ملی توسط دولت به صورت دخالت مستقیم و با اصطلاح Revaluation انجام میگیرد حال آنکه همین اقدام در نظام شناور با اسم Currency appreciation و کاملا غیرمسقیم با ابزارهای ذیل صورت می‌پذیرد:

1)International parity conditions مثل بازی با نرخ بهره که این روزها در امریکا در حال انجام است و اثرات آن را کاملا در شاخص دلار می بینیم.

2)مدل تراز پرداخت(Balance of payment model) که اشاره به تنظیم تراز پرداخت در راستای جهت دهی به پول ملی دارد.

3)مدل بازار دارایی ها (Asset market model) که مفهوم آن اینست که هر چه دارایی هایی مانند سهام هر کشور ارزشمندتر شود تقاضا برای پول ملی آن کشور بیشتر شده و موجب تقویت پول ملی میشود.که قطعا مسیولین بانک مرکزی به عنوان تبیین کننده رویه های ارزی همگام، با ایجاد زیر ساختهای قراردادها آتی ارز توسط سازمان بورس برای هر چه کاراتر شدن این بازار این مسایل را در نظر گرفته اند.

مفهوم اصلی بازارهای مشتقه که بازار آتی ارز نیز جزیی از آنها است پوشش ریسک میباشد،مسلما یکی از مشکلات سرمایه گذاران خارجی در بازار ایران نبود روشی برای کنترل ریسک نرخ ارز بوده که امید میرود با شروع به کار این بازار این مساله حل شود.

فعالین اصلی این بازار دولت (بعنوان فروشنده نفت و مواد معدنی)و شرکت های صادراتی در سمت عرضه و در طرف خریدار سرمایه گذاران خارجی و شرکت های وارداتی می باشند.یکی دیگر از گروههایی که به طور حتم از این بازار استقبال فروانی میکنند آربیتراژورها هستند که با توجه به اختلاف معنا دار نرخ تسهیلات در خارج از کشور و نرخ سپرده بانکی داخلی در صورت ارایه اهرم های مناسب در این بازار شاهد هجوم این افراد با پشتوانه جریانهای نقدی خارج از کشور(حداقل از طرف ایرانیان مهاجر)برای شکار موقعیت های آربیتراژی و کسب سود بدون ریسک خواهیم بودکه این مساله به طور ناخوداگاه می تواند منجر به کاهش نرخ سود بانکی هم شود.

در انتها نگارنده امیدوار است که با توجه به رویکرد مثبت و حرفه ای دولت در تنظیم شناور نرخ ارز مدیریت شده مطابق با برنامه چهارم و پنجم توسعه، جهت گیری مسولین در ایجاد این بازار جدید متفاوت با وعده های انجام نشده در سال 91 باشد و با آغاز به کار بازارقراردادهای آتی ارز شاهد هر چه شفاف تر شدن نرخ گذاری این کالا و امکان استفاده سرمایه گذاران از موقعیت های پوشش ریسک ارزی و ورود بازار سرمایه کشورمان به کلاس کاری جدید باشیم.

مدیریت ریسک در مبادلات الکترونیک

تجارت الکترونیک واژه ای است که امروزه در مقالات و متون بازرگانی و تجاری و رسانه های عمومی بسیار به گوش می رسد. این پدیده نوین، به دو علت نوپا بودن و کاربردها و زمینه های بسیار متنوع فعالیت، نزد مراجع گوناگون تعاریف مختلفی دارد.

تعریف تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک پدیده ای چند رشته ای است که از طرفی با پیشرفته ترین مفاهیم فناوری اطلاعات و از سوی دیگر با مباحثی مثل بازاریابی و فروش، مباحث مالی، و اقتصاد ی و حقوقی، پیوستگی دارد. از این رو، تعابیر متفاوتی از آن بدست می آید.
برخی فکر می کنند، تجارت الکترونیک به معنی انجام امور تجاری بدون استفاده از اسناد و مدارک کاغذی است، برخی دیگر، تبلیغات از طریق اینترنت و حتی خود اینترنت را مترادف با تجارت الکترونیک میدانند،‌برخی تصور می کنند تجارت الکترونیک سفارش دادن کالاها و خدمات و خرید آنها به وسیله رایانه می باشد. همه دیدگاه های مذکور، بخشی از مفهوم تجارت الکترونیک را، پوشش می دهند، اما کامل نیستند. سازمان ها و موسسات علمی و تحقیقاتی و مراکز تجاری معتبر جهانی و پژوهشگران فعال در زمینه تجارت الکترونیک، چندین تعریف از تجارت الکترونیک را ارائه کرده اند:

تعریف لینژولیندکوئیست
تجارت الکترونیک به معنای مبادله محصولات و خدمات در مقابل پول، با توانایی های اینترنت است.

کالاکوتا و وینسون
دو پژوهشگر مشهور تجارت الکترونیک در کتاب خود به نام «مرزهای تجارت الکترونیک»، این تجارت را این چنین تعریف می کنند: تجارت الکترونیک واژه معادلی برای خرید و فروش محصولات، خدمات و اطلاعات، به وسیله زیرساخت های شبکه ای است.

گروه کاری فناوری زیرساخت های اطلاعاتی و کاربرد آن
یک تعریف کاربردی از تجارت الکترونیک ارائه می کند: تجارت الکترونیک، ارتباطات، مدیریت داده ها و خدمات ایمنی را یکپارچه می سازد، تا کاربران تجاری در سازمان های گوناگون، بتوانند به صورت خودکار، اطلاعات را مبادله کنند.

ولادیمیر زواس
او در مقاله خود به نام «ساختار و آثار کلان تجارت الکترونیک» بیان می کند: تجارت الکترونیک به معنی اطلاع رسانی، تبلیغات و خرید و فروش کالا و خدمات و حفظ و برقراری روابط تجاری از طریق سیستم های مخابراتی وابزارهای پردازش داده ها است.

ویژگی اصلی همه این فعالیت ها، تسهیل فرآیندهای تجاری، حذف فرآیندهای غیر ضروری در انجام امور بازرگانی و کاهش هزینه ها از طریق بهبود و افزایش هماهنگی، کاهش هزینه های اداری، به ویژه هزینه مکاتبات و کاغذبازی و بهبود دسترسی به بازار و افزایش تنوع برای مشتریان به صورت عام است. مهمترین ویژگی تجارت الکترونیک از دیدگاه بازاریابی، برقراری ارتباط سازمان یا فرد با کل مخاطبان و سازگار ساختن محصولات و خدمات با نیازهای فرد ـ فرد آنها است. نتیجه این عمل، رقابت شدید، تنوع عرضه کنندگان ومحصولات و خدمات آنها و در نتیجه، کاهش هزینه ها و افزایش رضایتمندی مشتریان است. نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، این است که درموضوع تجارت الکترونیک، بحث فناوری و دانش فنی مطرح نیست ، هدف این بحث، شناخت الگوهای جدید تجارت و ارتباطات موجود در محیط الکترونیک مجموعه ای از: فناوری های مخابرات، پردازش و ذخیره داده ها در ارتباط با بازارها، سازمان ها، مشتریان، واسطه ها و سیستمهای پرداخت الکترونیک می باشد.
چارچوب تجارت الکترونیک از سه سطح زیرساخت، خدمات و محصولات تشکیل شده است:

زیرساخت سخت افزار، نرم افزار، پایگاه داده ای و ارتباطی را شامل می شود، که برای انجام وظیفه در قالب ارایه خدمات از طریق اینترنت، پشتیبانی EDI و سایر اشکال پیام گذاری و پیام گیری از طریق اینترنت یا سایر شبکه ها به کار می روند.

خدمات شامل پیام گذاری و پیام گیری و و دامنه گسترده ای از توانایی های لازم برای پیدا کردن و ارائه اطلاعات (در صورت نیاز در قالب تجاری آن) و جستجو برای شرکای تجاری بالقوه و همچنین، مذاکره و توافق در مورد مبادلات تجاری می باشد.

محصولات پیش بینی و تدارک مستقیم کالاها و خدمات تجاری وابسته به اطلاعات برای مشتریان و شرکای تجاری، همکاری وسهیم شدن در اطلاعات داخل و خارج سازمان و سازمان دهی محیط بازاری الکترونیک به صورت انجام امور درک مفهوم پوشش ریسک بازرگانی با گرایش به مصرف کننده نهایی (خرید از راه دور، عملیات بانکی، دلالی سهام، تبلیغات)، تجارت میان شرکت ها یا فعالیت های بازرگانی عمده، امور تجاری درون سازمان ها، شکل می گیرد.

بانکداری الکترونیک

همان طوری که گفته شد،‌عملیات بانکی یکی از مهمترین کاربردهای عملی تجارت الکترونیک بوده و مبادله الکترونیک داده های مالی، یکی از فناوری های جدید در صنعت مبادله داده ها ـ انتقال الکترونیک داده های مالی (FEDI) است. مبادله الکترونیک داده های مالی دربردارنده انتقال رایانه به رایانه دستور پرداخت و جزئیات و جمع اقلام با استفاده از استانداردهای بین المللی پیام است.
در حال حاضر، علاوه بر موارد فوق، ابزارهای مالی و ابزارهای پرداخت الکترونیک، بخش بسیار مهمی از ابزارهای پشتیبانی کننده تجارت الکترونیک به شمار می آیند. به طور کلی، می توان ابزارهای الکترونیک پشتیبان مالی را به دو گروه ابزارهای پرداخت و ابزارهای انتقال تقسیم کرد:

ابزارهای پرداخت: ابزارهایی هستندکه برای برای پرداخت وجوه کالاها و خدمات به وسیله کاربران نهایی و مصرف کنندگان استفاده می شوند. از آن جمله: کارت های اعتباری، کارت های هوشمند، چک الکترونیک، پول الکترونیک و غیره می باشد. در حال حاضر این ابزارها در حال گسترش هستند و در برخی موارد نیز به صورت آزمایشی به کار گرفته شده اند. از نکات مهم این ابزارها،توجه به امنیت انتقال اطلاعات مالی و حفظ اطلاعات خصوصی افراد است.

گروه دوم ابزارهای انتقال وجوه هستند.کاربرد این ابزارها برای انتقال وجوه عمده میان بانک ها یا سایر شرکت ها است. قدمت این ابزارها بسیار بیشتر از ابزارهای پرداخت است و ایمنی بالاتری نیز دارند. از جمله نمونه این ابزارها، می توان از انتقال وجوه میان بانکها، انتقال الکترونیکی داده های مالی (FEDI) و انتقال وجوه به صورت الکترونیک (EFT) نام برد.

تجارت الکترونیک و ریسک های بانکی

همانند دیگر شیوه های انجام کسب و کار تجارت، پذیرش پرداخت و یا انتقال و استفاده از کارت اعتباری از طریق اینترنت، ریسک هایی را در بر خواهد داشت و این بسیار مهم است که چنین ضررهای احتمالی را درک و پیش بینی کرده و سیستم خود را در مسیری سازماندهی نمایند که آنها را به حداقل رساند و در ضمن، سهمیه ای را برای بدهی و ضررهای احتمالی درنظر داشته باشند.
ماهیت فعالیت بانکها به گونه ای است که اگر چه‌، ظاهراً علامتی از بحران ویا ورشکستگی از خود نشان نمی دهند، ولی می توانند بحران های پنهان را به حالت های گوناگون با خود حمل نمایند و این بحران ها، مسؤولین نهادهای نظارتی و اجرایی سیستم های مالی را بر آن داشت تا مدیریت ریسک نهادهای مالی و بخصوص بانکها را با جدیت بیشتر و کارشناسانه تر مورد توجه قرار دهند.این نگرانی تا حدی اهمیت پیدا کرده است که بانک تسویه حساب بین المللی و کمیته بال، برآن شده اند تا آیین نامه ها و دستورالعمل های خاصی را برای اعمال مدیریت ریسک در بانکها و دیگر نهادهای مالی تهیه و به اجرا درآورند.
در واقع، طبق تعاریف موجود، ریسک یا خطر، احتمال محقق نشدن پیش بینی های آینده می باشد. هر عاملی که موجب محقق نشدن پیش بینی های آینده شود را تحت عنوان (عامل ریسک) تعریف می کنیم. احتمال محقق نشدن پیش بینی مالی، ریسک مالی را افزایش می دهد و هر عاملی که باعث ایجاد این عدم قاطعیت در پیش بینی ها شود را (عامل ریسک مالی) می نامیم.
بانکها به علت اهمیت بسزایی که در یک نظام اقتصادی دارند، در این زمینه، مورد توجه خاص قرار گرفته اند و براساس استانداردهای موجود، ریسک موجود در سیستم بانکی به اجزاء زیر تقسیم بندی می شود:

مدیریت ریسک در سیستم پرداخت های الکترونیکی

مدیریت ریسک، بنا به تعریف ICICI، یکی از مهمترین ارکان بنیادی سیستمهای مالی در قرن بیست و یکم می باشد. بخش مدیریت ریسک در هر سازمان،‌ ارائه بهترین عملکرد و بهینه سازی استفاده از سرمایه، به حداکثر رساندن ارزش دارایی های سهامداران را بعنوان هدف اصلی خود مطرح می نماید و با استفاده از تدابیر متناسب و راه کارهای به موقع،ریسک های اساسی ، یعنی ریسک اعتباری ، ریسک بازار و ریسک عملیاتی و تسویه حسابها را پوشش می دهد.
از این جهت، آشنایی با انواع روش ها و وظایف مدیریت ریسک های مختلف از اهمیت بسزایی در توسعه فعالیتهای نوین بانکداری برخوردار می باشد. در این مقاله مدیریت پنج گروه از ریسک های موجود و مبتلا به سیستم های بانکی را شامل ریسک های اعتباری، بازار، عملیاتی و درک مفهوم پوشش ریسک تسویه حسابها، سرمایه و حقوق مورد اشاره قرار می گیرد.

مدیریت ریسک اعتباری
ریسک اعتباری به عنوان احتمال زیان ناشی از مبادلات از لحاظ نوع کیفیت کالا،موارد مبادله، اطمینان و اعتبار طرفین می باشد. لذا بر این اساس، سازمان دهی و پوشش آن به عهده بخشی تحت عنوان مدیریت ریسک اعتباری است، که وظیفه آن، ارزیابی ریسک از مرحله قرارداد اسناد مورد معامله تا مرحله انتقال و اجرا در ترکیب دارایی ها است. تحلیل گران حرفه ای درآن بخش ، از کلیه قسمت های کار ـ بخصوص قسمت های اساسی آن ـ یک دید کلی ارائه می نمایند که این دیدگاه ها، مهمترین ورودی برای برنامه ریز پردازشگر محسوب می شود. در بخش برنامه ریزی پردازش مطالعات دقیق و جزئی تری بر روی نمونه های از پیش تعیین شده، در رابطه با انواع و اقسام وام ها و اعتبارات به انجام می رسد. همچنین، نرخ بهره مربوط به هر وام با درنظر گرفتن ریسک ها و خطرات ممکن، تعیین می گردد. برای مثال بخش مدیریت ریسک در کشور هندوستان در زمینه تولید نرم افزارهای تجاری ، از جمله کشورهای پیش تاز در بازار جهانی است و وظایف این بخش به شرح ذیل می باشد:

طراحی و پردازش های اعتباری مخصوص و تدابیر امنیتی عملیاتی و اجرایی تا چگونگی روش ها و رویه های عملیاتی

کنترل وخبر رسانی با هدف تامین امنیت اعتبار
طی سال های گذشته، این بخش (مدیریت ریسک اعتباری) در جهت دادن به پردازش های امور اعتباری (تصحیح جهت) و در برگیری نقاط قوت و ابتکاری در تعیین نقاط کنترلی در مسیر جابه جایی اعتبار، با به حداکثر رساندن پاسخگویی به خواسته مشتریان وافزایش سود و سرمایه فعالیت های تحت کنترل خود بسیار موفق عمل نموده است. به طو رکلی، بخش مربوطه ضمن تامین خواسته مشتریان، با پوشش آگاهی دادن از ریسک ها، و ارائه موارد کنترلی، علاوه بر پوشش و ایمن سازی سرمایه. پوشش افزایش سود ایشان را نیز به همراه داشته و ارائه اطلاعات در حداقل زمان ممکن وبه موقع نیز از جمله موارد مدیریت ریسک در این زمینه بوده است. ضمن کمک به واحدهای تجاری استراتژیکی در ارتباطات متقابل و پیاپی و ارائه اطلاعات در کوتاه ترین زمان ممکن، بخش مدیریت ریسک یک سیستم کامل اطلاع رسانی را پیاده کرده است که به همین نام خوانده می شود. علاوه بر این موارد، این بخش اقدام به طراحی یک سیستم اینترنتی بر پایه شبکه، جهت ارائه اطلاعات در همه زمینه های اعتباری و ترکیب دارایی ها نموده است.

مدیریت ریسک بازار
به معنای پوشش سازمانی و کاهش احتمال خطرات و زیان های ناشی از معاملات و قیمت انها، نرخ های تبدیل و درجه کلاهبرداری و اغفال شدن مشتریان و مؤسسات مالی در بازار می باشد. موسسه مالی ICICI، خدمات مربوط به این بخش را به شرح ذیل معرفی می نماید:

ریسک جاری (ریسک ناشی از عوامل بازار، در مواقعی که اقدام به تخریب بازار فروش یک کالا می‌کنند)
بخش مدیریت ریسک بازار، وظیفه ارزیابی، آزمایش و تایید ریسک های اعلام شده بازار شامل: ریسک نرخ بهره، ریسک نرخ ارز، ریسک تعدیلات و ریسک جاری را عهده دار است و همچنین، تولید حصولات جدید پردازشی (نرم افزار) در مقیاس بالا و ارزیابی سایر تولیدات را انجام می دهد.

مدیریت ریسک عملیاتی
عبارت است از پوشش زیان های منتج از شکست تدابیر امنیتی و کنترل ها، اشتباهات نیروی انسانی، قراردادها و تسهیلات. مؤسسه مالی ICICI ـ همانند سایر مؤسسات بزرگ مالی ـ مخاطراتی را در مورد ریسک های عملیاتی معرفی می کند، به این ترتیب که شامل ذخیره گیری برای زیان های احتمالی و پوشش ریسک های ناشی از عدم آگاهی و یا عدم صحت اطلاعات، ارتباطات، انتقال پردازش ها و سیستم های ماهواره ای است. از جمله وظایف مشمول این بخش از مدیریت ریسک می توان به تمرکز کنترلی د رعملیات متقابل اشاره نمود. این کنترل به این منظور است که هیچ خدشه ای بر اطلاعات وارد نشود و این، به جهت عدم دسترسی اشخاص سوء استفاده کننده می باشد، و موارد دیگر آن. به شرح زیر است:

مدیریت ریسک سرمایه
درحال حاضر، هیات نظارت بر نظام بانکدای بین المللی ـ وابسته به کمیته بال ـ برای مدیریت کردن ریسک سرمایه، استانداردهای کفایت سرمایه را با در نظر گرفتن ریسک های موجود در فعالیت بانک ها، تعریف، تنظیم و به اعضاء ابلاغ نموده است. در این استانداردها، دارایی های بانک که ریسک فعالیت ها را دربردارند، به گروه ریسک های مختلف تقسیم بندی شده است و به هر یک از این گروه ها، ضریب ریسک صفر درصد تا صد درصد داده شده است. در رابطه با گروه دارایی هایی که ضریب ریسک صد در صد دارند، باید معادل 8 درصد از حجم مانده آنها به عنوان سرمایه ذخیره کنار گذاشته شود. به عنوان مثال، تسهیلات اعطاء شده به حجم 100 میلیون دلار، با ضریب ریسک صد درصد، باید 8 میلیون دلار سرمایه بانک رابه عنوان ذخیره یا پوشش سرمایه ای لحاظ نماید. به همین ترتیب، با استفاده از ضرایب و حجم دارایی های مختلف در هر گروه، مقدار سرمایه کافی (کفایت سرمایه) برای پوشش دادن ریسک های مختلف، تعیین و مدیریت می شود (برای آشنایی بیشتر با جزئیات این استانداردها، به گزارشات کمیته بال مراجعه شود). در حال حاضر ، مرسوم ترین روش برای مدیریت کردن ریسک سرمایه، استفاده از استانداردهای کفایت سرمایه کمیته بال می باشد. بانک های بین المللی به صورت میان دوره ای و سالانه ـ از طریق محاسبات مختلف ـ سعی در حفظ سرمایه کافی نموده و گزارشات لازم را به نهادهای نظارتی و سهام داران ارائه می نمایند. روش های نوین دیگر درکنار استانداردهای کمیته بال مورد استفاده قرار می گیرند، از جمله روش ارزش در خطر، روشی موسوم به سرمایه در خطر را با استفاده از مدل های آماری ابزار مدیریت ریسک سرمایه، دقیق تر نموده است. این روش، احتمال کاهش و افت سرمایه به حد زیر استانداردهای کمیته بال را برای یک دوره مشخص، قابل محاسبه و مدیریت کردن می نماید. سپرده گذاران در بانک های اسلامی، همانند سهامداران در ریسک و سود دریافتی حاصل از سرمایه گذاری ها شریک می باشند. ریسک سرمایه بانک های اسلامی به علت انتقال ریسک، سوخت و معوق شدن تسهیلات اعطاء شده به سپرده گذاران، نسبتا کاهش می یابد. ریسک سرمایه بانکهای دولتی به علت حمایت و مصونیت های نسبی در مقابل ورشکستگی و بحرانهای مالی، تا حد زیادی کاهش می یابد.
سپرده گذاران در بانک های اسلامی، همانند سهامداران در ریسک و سود دریافتی حاصل از سرمایه گذاری ها شریک می باشند. ریسک سرمایه بانک های اسلامی به علت انتقال ریسک، سوخت و معوق شدن تسهیلات اعطاء شده به سپرده گذاران، نسبتا کاهش می یابد. ریسک سرمایه بانکهای دولتی به علت حمایت و مصونیت های نسبی در مقابل ورشکستگی و بحرانهای مالی، تا حد زیادی کاهش می یابد.

مدیریت ریسک حقوقی
ارائه تسهیلات مالی و جذب منابع به صورت سپرده ها، از جمله فعالیت های مهم نظام بانکی تلقی می شود. این فعالیت ها در قالب قراردادها و طبق قوانین و مقررات جاری کشورها صورت می پذیرد. در صورت ضعف در طراحی قراردادهای بانکها، به صورتی که حق و حقوق بانک هاو مشتریان در حالت های مختلف به صورت عادلانه لحاظ نگردد،‌ریسک حقوقی بانکها بالا می رود. این ریسک می تواند باعث ضرر و زیان های بسیار سنگینین گردد. در بعضی موارد، این زیان ها به ورشکستگی بانک ها منجر گردید ه است. ریسک حقوقی در حالت های زیر خود را نشان می دهد:

در بانکداری اسلامی، به علت اهمیت غیر ربوی بودن قراردادها، توجه خاص به مدیریت ریسک بسیار مهم تلقی میشود. دربانکهای غیر دولتی به علت نوآوری های مالی و مورد به مورد بودن قراردادها، توجه به این ریسک اهمیت زیادی می یابد.

تفاوت مارجین و لوریج در بازار فارکس

در این مقاله نحوه انجام معاملات در فارکس را بررسی می کنیم و دو فاکتور اصلی مارجین و لوریج را به تنهای توضیح می دهیم تا تفاوت این دو مفهوم کامل تر درک شود.

درک انجام معاملات در فارکس

معاملات خرده فروش فارکس که توسط بروکرها ارائه می شود با قراردادهای CFD امکان پذیر است. در معاملات CFD دو طرف معامله ارزش یک دارایی اصلی را در در زمان باز کردن قرارداد تا زمان بستن معامله می کنند و هیچگونه کالای فیزیکی جابه جا نمی شود.

در معاملات دو طرف وجود دارند بروکر و تریدر، این دو باید به روشی تضمین کنند که توانایی مدیریت ریسک احتمالی ناشی از زیان معامله را دارند
، (در مورد بروکر که مفصل در جای خود بحث خواهیم کرد) اما به عنوان یک تریدر یا معامله گر باید تضمینی برای باز کردن یا به عبارت دیگر مدیریت یک پوزیشن ارائه دهیم به این مبلغ در بازار فارکس مارجین (margin) می گویند.

بنابریان بریا باز کرردن هر موقعیتی در فارکس باید مبلغی را تحت عنوان مارجین برای تضمین ریسک احتمالی در اختیار بروکر قرار دهیم. در مقاله مارجین چیست به طور کامل در مورد این موضوع توضیح داده ایم.

پس تا به اینجا متوجه شدیم مارجین برای تضمین ریسک معامله ای که تریدر باز می کند،توسط بروکر قفل می شود.

کار لوریج یا اهرم در معاملات چیست؟

از آنجایی که حجم های استاندارد و تعیین شده برای معاملات تا حدودی بالا هستند بروکرها مبلغی را به تریدرها وام می دهند تا بتوانند با استفاده از آن معاملات خود را انجام بدهند.

هیچ پول فیزیکی به تریدر داده نمی شود و اهرم برای هر ترید جدیدی که معامله گر قصد باز کردن دارد وارد عمل می شود. فرض بگیرد یک حساب 200 دلاری در یک بروکر شارژ می کنیم سپس باید نسبت اهرم به حساب را تعیین کنیم.

یعنی چی و برای چی؟

حجم های معاملاتی در بازار بزرگ است و برای انتخاب انها نیاز به پول زیادی می باشد این پول را بروکر با چند برابر کردن موجودی اولیه در حساب انجام می دهد که البته نسبت آن به انتخاب خود تریدر است.

این چند برابر کردن همان اهرم یا لوریج است

بیاید فرض کنیم پس از واریز 200 دلار لوریج 1:100 را برای حساب انتخاب می کنیم این بدان معنا است که یک قسمت از 100 قسمت حجم یک قرارداد را پوشش می دهیم که به عنوان مارجین ان را می شناسیم.

به عبارت دیگر می توانیم بگوییم که 200 دلار ضرب در 100 می شود و ما می توانیم حداکثر تا 20.000 حجم معاملاتی را انجام دهیم. البته در این یک حساب اسمی است و اعمال اهرم در هر معامله مجزا است. کوچکترین ولوم یا حجمی که می توانیم برای معامله انتخاب کنیم 1000 دلار یا 0.01 لات است بنابراین با 200 دلار و اهرم 100 می توانیم 20 معامله انجام دهیم.

ارتباط مارجین و لوریج

تا به اینجا متوجه شدید که 200 دلاری که واریز کردیم نقش کوچکی در معاملات بازی می کند اما کارکرد اصلی این پول ضمینی برای اجرای معاملات است. فرض کنید می خواهیم در جفت ارز دلار ین ا یک پوزیشن فروش باز کنیم با حجم یا ولوم 0.01 لات

در این جا مفهمومی به نام شرط مارجین وجود دارد، شرط مارجین یعنی بروکر برای معامله در جفت ارزی که ما انتخاب کردیم n درصد از کل حجم معامله را به عنوان مارجین می خواهد.

به عبارت دیگر بروکر می گوید اگر می خواهی در جفت ارز دلار ین فروش انجام دهی با حجم 1000 واحد، باید 1 درصد از کل حجم معامله را به عنوان ضمانت تا پایان معامله به من بدهی! یک درصد 1000 دلار می شود 10 دلار، بنابراین بروکر 10 دلار را به عنوان مارجین فریز می کند.

این یعنی اهرمی که انتخاب کردیم توانای انجام شرط مارجین بروکر را دارد و دستور معامله با قفل شدن 10 دلار صورت می گیرد. توجه کنید که اگر شرط مارجین بروکر بیش از یک درصد بود انجام این معامله امکان نداشت و لوریج را باید کمتر می کردیم. حال که به درک مشخصی از مارجین و لوریج رسیده ایم، تفاوت این دو را بررسی می کنیم:

تفاوت مارجین و لوریج در فارکس

بنابراین از لوریج برای افزایش اعتبار و انجام معاملات بزرگتر استفاده می شود و در آن طرف مارجین وجهی است که بروکر تا پایان معامله قفل می کند.

مارجین: به معنای حاشیه و مفهوم تضمین است.

لوریج: به معنای اهرم و مفهوم افزایش اعتبار دارد.

زمانی که مارجین محاسبه می شود مشخصا نسبتی از حجم قرارداد است و ما فک می کنیم مارجین بخشی از قرار داد است د رحالی که اینگونه نیست.

ما یک 0.01 لات (1000) واحد معامله انجام می دهیم و مارجین برای تضمین این معامله است. بنابراین مارجین و لوریج نسبت به یکدیگر حجم یک معامله را اسمی پوشش می دهند اما چیزی که اتفاق می افتد اینست که تریدر یک معامله باز می کند و مارجین ریسک ان را پوشش می دهد.

ریسک ارز دیجیتال و سرمایه گذاری در بازار رمز ارزها

در این مقاله از مجموعه مقالات شهر کریپتو قصد داریم درخصوص ریسک ارز دیجیتال و سرمایه گذاری در بازار رمز ارزها صحبت کنیم. همانطور که می دانید به موازات رشد بازار رمز ارزها، ریسک خرید و فروش ارزهای دیجیتال نیز بالاتر رفته است. بیت کوین بعنوان مهم‌ترین و با ارزش‌ترین ارز در این بازار، ریسک‌های خاص خودش را دارد. ریسک خرید و فروش بیت کوین موجب می‌شود تا تریدرها یا سرمایه‌ گذاران گاهی اوقات، در مقابل آن دست و پا بسته حرکت کنند. ولی مساله اینجاست که در برابر این ریسک‌ها چه می‌توان کرد؟ با وجود چنین مسائلی، هنوز هم بسیاری بر این باورند که آینده مبادلات پولی جهان در دستان ارزهای دیجیتال قرار گرفته است. به نظر می‌رسد خرید و فروش آنلاین کالا به وسیله یک ارز جهانی، همان روشی است که می‌تواند تجارت را با حذف عوارضی که استفاده از ارزهای ملی به همراه دارد، تسریع بخشد. در هر صورت، قدم گذاشتن در مرزهای جدید موانع جدیدی نیز با خود به همراه خواهد آورد. بنابراین علیرغم محبوبیت اخیر بیت کوین، زمانی که صحبت از سرمایه‌ گذاری روی ارزهای دیجیتال می‌شود، همواره باید ریسک‌ های ناشی از آن را نیز در نظر بگیریم.

مفهوم ریسک و پوشش ریسک

یک نکته قابل توجه در سرمایه گذاری، ریسک است و تعیین افق زمانی، به تدوین یک استراتژی بهتر برای سرمایه گذاری کمک می کند. هرچه سرمایه گذار زمان بیشتری در اختیار داشته باشد، امکان ریسک برای او بیشتر است و در صورتی که اوضاع طبق انتظار پیش نرود، زمان کافی برای جبران خسارت را در اختیار خواهد داشت. بازارهایی مانند ارزهای دیجیتال نیز از این قاعده کلی مستثنا نیستند. همان‌ طور که شما برای حفاظت از خانه خود در برابر حوادث گوناگون، آن را بیمه می‌کنید، باید رویکردی مشابه را برای سایر دارایی‌های خود مانند ارزهای دیجیتال نیز داشته باشید. در صورتی که از این موضوع غفلت کنید، مدام باید منتظر اتفاقاتی باشید که تمامی آنچه را بنا کرده‌اید، نابود کند. پوشش ریسک (Hedging) در هر زمینه‌ای متفاوت است؛ بنابراین در ارزهای دیجیتال هم شکل و ظاهر مخصوص به خود را دارد. سرمایه‌گذاران و تریدرها در ارز دیجیتال می‌توانند با استفاده از روش‌های کسب سود، اختصاص سرمایه به پروژه‌های بزرگ‌تر و ذخیره‌کردن ایمن دارایی‌ها ریسک‌‌های مربوط به سرمایه‌گذاری در ارزهای دیجیتال را کاهش دهند.

به‌طور کلی پوشش ریسک در معاملات را می‌توان یک راهبرد مدیریت ریسک دانست که معامله‌گران از آن برای جبران زیان‌های سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند. البته باید در نظر داشت که در این میان علاوه بر روش‌های اشاره‌شده، کارشناسان راه‌های دیگری نیز برای پوشش ریسک ارائه کرده‌اند. «مارک تایر» در کتاب «۲۳ اصل موفقیت وارن بافت و دیگر نابغه های سرمایه گذاری» می گوید: اگر بتوانید همچون بافت و شوارتز مخالف ریسک باشید و سودهایی بسیار بالاتر از حد متوسط بدست آورید، در آن صورت باید اشتباه بسیار بدی در خرد عمومی وجود داشته باشد. جای تعجب نیست که سرمایه گذار خبره در مورد ریسک دیدگاهی کاملا متفاوت با سرمایه گذار حرفه ای متوسط دارد.برای مثال، بافت اهمیت بسیار زیادی یرای واقعیت قائل است. در صورتی که شما این نکته را در نظر بگیرید،ایده کلی عامل ریسک،هیچ مفهومی برایتان نخواهد داشت. برای سرمایه گذار حرفه ای، ریسک مبتنی بر موقعیت، قابل اندازه گیری و قابل کنترل یا اجتناب پذیر می باشد.

ریسک ارزهای دیجیتال و سرمایه گذاری در بازار رمزارزها

با توجه به تب و تاب بالای مردم برای سرمایه‌ گذاری در این حوزه نوپا، آگاهی از نگرانی‌ها پیرامون این بازار جدید، بسیار مهم است. در ادامه این مقاله از سایت شهر کریپتو، می‌خواهیم به ۱۰ مورد از ریسک‌های خرید بیت کوین اشاره کنیم و بگوییم که چگونه باید از آن‌ها دوری کنیم.

۱۰- بازار بی‌ثبات و به شدت پرنوسان ارز دیجیتال

قیمت بیت کوبن به شدت پرنوسان است. برای مثال، بهای این رمز ارز در تاریخ ۶ نوامبر ۲۰۱۸ برابر با ۶۴۶۱ دلار بود. اگر کمی زودتر در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۷ دست به خرید بیت کوین می‌زدید، باید آن را در حوالی ۲۰ هزار دلار می‌خریدید. در روز ۲۴ام همان ماه، سرمایه‌گذاران بیت کوین نتوانستند بیت کوین‌های خود را با بهایی بیش از ۱۴۶۲۶ دلار بفروشند. بازار بیت کوین دائما در حال نوسان و بالا و پایین شدن است. در این بازار، هیچ‌گاه نمی‌توان ادعا کرد که سرمایه‌گذار در نهایت به بازده مطلوب خود می‌رسد. برای جلوگیری از زیان‌های هنگفت، همیشه بازار را رصد کنید. سعی کنید سرمایه اندکی را وارد این بازار کنید و به دنبال سود درازمدت باشید.

۹- سرقت های سایبری رمز دیجیتال

دیگر ریسک خرید بیت کوین، سرقت‌ سایبری است. ارزهای دیجیتال بر پایه فناوری توسعه داده شده‌اند و این باعث می‌شود تا سرمایه‌گذاری‌ها در این حوزه در معرض هک و حملات سایبری قرار داشته باشد. هک کردن هم ریسکی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد؛ چرا که هیچ راهی برای بازیابی بیت کوین‌های گم‌شده یا به سرقت رفته شما وجود ندارد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که خریداران عمدتاً در صرافی‌ها و بخش استخراج، سرمایه‌های خود را از دست می‌دهند. احتمال وقوع سرقت سایبری در صرافی‌ها زیاد است؛ حتی اگر از یک کیف پول هوشمند استفاده کنید. افزون بر این، کافیست که کلید کیف پول خود را فراموش یا گم کنید تا برای همیشه دارایی‌هایتان را از دست بدهید. همیشه به دقت، کیف پول‌های مختلف را بررسی کنید تا امن‌ترین گزینه ممکن را بیابید.

۸- تقلب و کلاهبرداری

علاوه بر هک، دیگر ریسک خرید بیت کوین، کلاهبرداری است. خریداران و فروشندگان به دنبال دادوستد بیت کوین‌های خود هستند؛ اما در این میان ممکن است به دام صرافی‌های جعلی بیفتند. دفتر حمایت از امور مالی مصرف‌کنندگان و کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا همواره نسبت به تراکنش‌های رمز ارزی ناامن در صرافی‌های جعلی هشدار داده‌اند. این فقدان امنیت، ریسک بزرگی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند. اگرچه سامانه های بسیاری برای حل و فصل این معضل توسعه پیدا کرده‌اند، اما همچنان امنیت یک پاشنه آشیل بزرگ برای معامله‌گران بیت کوین است.

۷- فقدان چارچوب‌های مقرراتی

دیگر ریسک خرید بیت کوین این است که بازار آن زیر چتر حمایت قانون‌گذاران و نهادهای نظارتی قرار ندارد. دولت‌ها نیز مواضع روشنی در قبال این بازار ندارند. افزون بر این، بازار بیت کوین بسیار نوپا است و به‌طور معمول، فعالیت در آن مشمول مالیات نمی‌شود و همین می‌تواند آن را به فرصتی اغواکننده برای سرمایه‌گذاری بدل کند. با این حال، فقدان چارچوب‌های مقرراتی شفاف می‌تواند بیت کوین را رویاروی ارزهای دولتی قرار دهد و مشکلاتی برای آن به وجود بیاورد. در حال حاضر، گستره پذیرش رمز ارزها بسیار محدود است؛ اما در آینده همه چیز تغییر خواهد کرد. بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت که در چند سال آتی، چه سرنوشتی در انتظار بیت کوین است.

۶- متکی بودن بر فناوری

بیت کوین یک ابزار مبادله آنلاین متکی بر فناوری است. کوین‌های آن به صورت دیجیتال استخراج و از طریق والت‌های هوشمند دادوستد می‌شوند و تحت رصد سامانه‌های مختلف قرار دارند. بدون فناوری، رمز ارزها هیچ ارزشی ندارند. برخلاف دیگر اشکال ارز یا سرمایه‌گذاری، هیچ وثیقه واقعی، پشتوانه بیت کوین نیست. در بازارهای طلا، املاک، اوراق قرضه یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، شما مالک چیزی می‌شوید که قابل مبادله است و مابه‌ازایی در دنیای واقعی دارد. مالکان بیت کوین با ارزی طرف‌اند که صد در صد متکی بر فناوری است و در برابر تهدیدات سایبری، کلاهبرداری‌های آنلاین و غیره آسیب‌پذیر است.

۵- انسداد بلاک

بیت کوین‌های جدید با حل معادلات ریاضی موسوم به بلاک ضرب می‌شوند. یک استخر استخراج می‌توان از توان رایانشی خود برای استخراج یک بلاک و پنهان کردن آن از دید دیگر ماینرها استفاده کند. این روشی است که ممکن است به نفع عده‌ای تمام شود؛ اما در مجموع بقیه اعضای شبکه را متضرر می‌کند.

۴- کاربرد محدود

دیگر ریسک خرید بیت کوین، کاربرد محدود آن است. اگرچه این رمز ارز ممکن است گام‌های بزرگی را برای تبدیل شدن به یک ابزار مبادلاتی برداشته باشد؛ با این حال در حال حاضر، تنها چند شرکت محدود، پذیرنده آن هستند. برای نمونه، چند فروشگاه آنلاین از جمله اوراستاک (Overstock)، نیواگ (Newegg)، و مونوپریکس (Monoprix) بیت کوین را می‌پذیرند. افزون بر این، دارندگان بیت کوین می‌تواند از خدمات آژانس‌های مسافری از جمله ایربالتیک (AirBaltic)،‌ ایر لیتوانیکا (Air Lituanica) و چیپ‌ایر دات‌کام (CheapAir.com) بهره‌مند شود. متاسفانه در حال حاضر، بسیاری از شرکت‌ها بیت کوین را به عنوان یک ابزار واسطه مالی نمی‌پذیرند.

۳- زیان مالی

عده‌ای بر این باورند که بیت کوین یک طرح پانزی است و افرادی که در رأس هرم آن قرار دارند از ناآگاهی دیگران سوء‌استفاده می‌کنند. با خریداری فزاینده بیت کوین از سوی مردم، حباب اقتصادی این رمز ارز نیز بزرگ‌تر می‌شود. اگر این حباب بترکد، بیت کوین دیگر بلااستفاده می‌شود. در آن صورت، افراد زیادی باقی می‌مانند که بیت کوین دارند اما قادر به فروش آن نیستند. در نتیجه هیچ بازدهی نصیب خریداران بیت کوین نمی‌شود و این می‌تواند زیان هنگفتی را بر آن‌ها تحمیل کند.

۲- ارز یا فرصت سرمایه‌گذاری؟

رمز ارزها می‌توانند یک ابزار واسطه مالی آنلاین باشند. با این حال، سرمایه‌گذاران بیت کوین به چشم یک کالای سرمایه‌ای به آن نگاه می‌کنند. برخی حتی گمان می‌کنند که بیت کوین یک فرصت سرمایه‌گذاری عالی برای دوران بازنشستگی است. با این حال، باید توجه داشت که با یک بازار دائما در حال تغییر، فاقد چارچوب‌های مقرراتی و پشتوانه واقعی، سرمایه‌گذاران ممکن است تمامی دارایی‌های خود را از دست بدهند. اگرچه بیت کوین ممکن است بازده خوبی را نصیب سرمایه‌گذارانش کند، اما باید با احتیاط به آن نزدیک شد. سرمایه‌گذاری‌های کوچک و برداشتن گام‌های کوچک‌تر می‌تواند از تحمیل زیان بر سرمایه‌گذاران جلوگیری کند.

۱- جوان بودن فناوری

رمز ارزها در حال حاضر، یک فناوری بسیار نوپا هستند. بیت کوین تقریباً اندکی بیش از ۱۰ سال است که پا به عرصه گذاشته است. با تغییرات زیادی که طی سال‌های گذشته رخ داده، نمی‌توان آینده‌ محتومی را برای بیت کوین پیش‌بینی کرد. حتی بعید نیست که در آینده‌ای نه چندان دور، بیت کوین بلااستفاده شود. بهترین رویکرد در قبال بیت کوین، رویکرد محتاطانه است. همیشه به فکر امنیت سرمایه خود باشید و آغوشتان را برای تغییرات احتمالی در آینده باز کنید.

چهار روش عمومی کاهش ریسک بازار ارز دیجیتال

۱-عدم سرمایه گذاری

این راهبرد را همیشه می توان انتخاب نمود: تمام پول خود را در (اوراق مشارکت) کوتاه مدت -سرمایه گذاری بدون ریسک- قرار دهید و دیگر نگران نباشید. گرچه ممکن است تعجب آور باشد، اما این راهبرد توسط هر سرمایه گذار موفقی مورد استفاده قرار می گیرد: هنگامی که آنها نمی توانند سرمایه گذاری مناسبی پیدا کنند که معیارهای انها را در برداشته باشد، به هیچ وجه سرمایه گذاری نمی کنند. حتی این قانون ساده نیز توسط بسیاری از مدیران حرفه ای صندوق های سرمایه گذاری، نقض می شود. برای مثال در یک بازار رو به کاهش، آنها موجودی سهام خود را به موارد به اصطلاح امنی همچون اوراق بهادار بلند مدت تغییر می دهند، بر مبنای این نظریه که این سهام نسبت به سهام معمول با سقوط کمتری مواجه می شوند.

۲- کاهش میزان ریسک

این راهبرد مبنای اصلی رویکرد کلی وارن بافت در سرمایه گذاری است. بافت، مانند تمام سرمایه گذاران خبره، تنها در زمینه ای که درک می کند، و در مورد آن مهارت خودآگاه و ناخودآگاه دارد، سرمایه گذاری می کند. اما بافت از این هم فراتر می رود: روش او در اجتناب از ریسک به صورت بخشی از معیارهای سرمایه گذاری او قرار گرفته است. او تنها هنگامی سرمایه گذاری می کند که بتواند با قیمتی بسیار پایین تر از تخمین خود در مورد ارزش آن شرکت خرید کند. بافت این کار را «حاشیه ایمنی» خود می نامد. با پیروی از این رویکرد، تقریبا تمام کار پیش از آنکه سرمایه گذاری صورت بپذیرد انجام شده است (بطوری که بافت می گوید: هنگامی که می خرید سود خود را بدست آورده اید). این فرایند انتخاب منجر به چیزی می شود که بافت آن را «رویدادهایی با احتمال بالا» می نامد: سرمایه گذاری هایی که در زمینه قطعیت در بازدهی در حد (اگر فراتر از آن نباشند) اوراق خزانه کوتاه مدت هستند.

۳-ریسک را فعالانه مدیریت کنید

این راهبرد در اصل رویکرد یک معامله گر است و عاملی حیاتی در موفقیت شوارتز به شمار می رود. مدیریت ریسک کاملا متفاوت از کاهش ریسک می باشد. در صورتی که به اندازه کافی میزان ریسک را کاهش داده باشید، می توانید به خانه بروید و با خیال راحت بخوابید، و یا به تعطیلات بلندمدت بروید. مدیریت جدی و فعالانه ریسک نیازمند توجه کاملا متمرکز نسبت به نظارت دائم بر بازار (گاهی اوقات این نظارت، دقیقه به دقیقه است) و همچنین نیازمند توانایی اقدام فوری با آرامش کامل در مواقعی که روند امور باید تغییر کند (هنگامی که مشکلی تشخیص داده می شود یا زمانی که راهبرد رایج از مسیر خود خارج شود) می باشد. توانایی شوارتز در مدیریت ریسک، در مدت اشغال بوداپست توسط نازی ها در وجود او نقش بست، همان هنگامی که ریسک هر روز از مواجه شدن با مرگ بود. پدر او بازمانده ای خبره از جنگ و اشغال بود، سه قانون در مورد ریسک به جورجی آموخت که هنوز هم نیز راهنمایی او هستند:

خوب است که تا حد امکان متحمل ریسک نشوی.
هنگامی که ریسکی را پذیرفتی، هرگز تمام سرمایه خود را در آن وارد نکن.
همیشه برای پیشی گرفتن بر کاهش شتاب زده قیمت آماده باش و ریسک خود را مدیریت کن.

۴-کنترل ریسک از طریق محاسبات

چهارمین راه برای کنترل ریسک عمل کردن مانند یک شرکت بیمه است. شرکت بیمه به صدور بیمه نامه عمر می پردازد، بدون توجه به اینکه تاریخ پرداخت خسارت آن چه موقع فرا خواهد رسید. این تاریخ ممکن است فردا یا صد سال دیگر باشد. برای شرکت بیمه تفاوتی ندارد. شرکت بیمه در مورد تاریخ فوت بیمه شدگان و یا اینکه خانه همسایه شما چه زمانی طعمه حریق می شود و یا مورد سرقت قرار می گیرد -و یا درباره هر مورد خاص دیگری که بیمه می کند، هیچگونه پیش بینی انجام نمی دهد. شرکت بیمه از طریق صدور بیمه نامه های بسیار می تواند با میزان قطعیت بالا به پیش بینی میانگین پولی که هر سال باید پرداخت کند، بپردازد. با در نظر گرفتن میانگین ها و نه رویدادهای خاص، شرکت بیمه نسبت به متوسط انتظار وقوع یک رویداد میزان حق بیمه خود را تعیین خواهد کرد. بنابراین حق بیمه ای که برای بیمه عمر شما در نظر گرفته می شود بر مبنای میانگین طول عمر شخصی با جنسیت و وضعیت پزشکی و سن شما در زمان عقد قرارداد تعیین می شود. شرکت بیمه هیچگونه قضاوتی در مورد طول عمر شما نمی کند. شخصی که حق بیمه ها و ریسک ها را محاسبه می کند، کارشناس بیمه نامیده می شود که به همین دلیل این روش از کنترل ریسک را «کنترل ریسک از طریق محاسبات» نامیدم. این رویکرد بر مبنای میانگین چیزی که «انتظار وقوع ریسک» خوانده می شود استوار است.

با وجود اینکه ممکن است سرمایه گذار خبره نیز از چنین اصطلاح پذیرفته شده ای استفاده کند اما آنچه سرمایه گذار خبره به دنبال آن است، میانگین انتظار حصول سود می باشد. شانس برد پنجاه-پنجاه نباید برای افراد جالب باشد به ویژه پس از آنکه هزینه ها و کمیسیون معاملات را پرداخت کرده اید. اما اگر شانس برد ۴۵-۵۵ به سود شما باشد داستان فرق می کند. از آنجا که میانگین انتظار حصول سود شما به ۱/۰% می رسد مجموع مبلغی که در مجموعه ای از رویدادها برنده شده اید فراتر از مجموع زیان های شما خواهد بود. بنابریان روی هریک دلار که سرمایه گذاری می کنید می توانید بطور میانگین انتظار بازگشت ۱،۱ دلار داشته باشید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.