نسبت سود سود خالص چیست؟


مجید گفت:

سود هر سهم و سود تقسیمی هر سهم / EPS & DPS

سود هر سهم (EPS) یکی از آماره های مالی بسیار مهم است که مورد توجه سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی می باشد. EPS از تقسیم سود پس از کسر مالیات شرکت، بر تعداد کل سهام، محاسبه می شود. که نشان دهنده سودی است که شرکت در یک دوره مشخص به ازای یک سهم عادی بدست آورده است (نوو، 1385). اولین جزء محاسبه ی EPS درآمد (درآمد اختصاصی سهامداران عمومی) است. در واقع درآمد سهامداران عمومی، باقی مانده سود، پس از توزیع سهم کارفرمایان، عرضه کنندگان، ارائه دهندگان خدمات، صاحبان سهام ممتاز و بستانکاران می باشد. دومین جزء EPS تعداد سهم منتشر شده در بازار توسط شرکت است. لازم به ذکر است، تعداد سهام موجود بازار را به عنوان جزئی از EPS شرکت تلقی می شود تا بتوان میزان مطالبات سهامداران عمومی را نسبت به درآمد در هر واحد اندازه گیری نمود به عبارت دیگر EPS مقدار سودی است که به هر سهم اختصاص می یابد با محاسبه سطح درآمد شرکت از این روش می توان به میزان درآمدی که هر فرد کسب می کند، دست یافت. با اینکه اجزای EPS ظاهرا ساده به نظر می رسد اما در واقعیت این طور نیست و این عناصر کاملا پیچیده اند. به عنوان مثال، تخمین تعداد سهام در بازار کاری ساده نیست چرا که به مرور زمان تعداد سهام دایما در حال تغییر یا جابه جایی است به طوری که انتشار سهام یا بازخرید سهام توسط شرکتها، تعداد سهام موجود در بازار را تغییر می دهد و با عرضه مقدار زیادی سهام توسط یک شرکت در انتهای یک دوره مالی، تعداد متوسط سهام در انتهای دوره بسیار بیشتر از اوایل دوره خواهد بود که به این ترتیب در محاسبه EPS مشکل ایجاد می کند.

اهمیت EPS و کاربردهای آن
سود منبع اصلی تأمین جریان نقد و زایش ثروت است. تعیین سطح سود که برای مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط باشد یک فرآیند تحلیلی پیچیده می باشد. با توجه به تفاوت ارقام سود شرکتهای مختلف و نیز تغییر ارقام سود یک شرکت در طی دوره های زمانی مختلف، مقایسه پذیری این ارقام تا حدودی مشکل می باشد. یکی از روش های استاندارد نمودن رقم سود ، تبدیل آن به یک مبلغ سود هر سهم می باشد. این اهمیت و حساسیت EPS باعث شده است که اولاً محاسبه و گزارش EPS واقعی و پیش بینی طبق قوانین بازار سرمایه بسیاری از کشورها الزامی گردد، ثانیاً مراجع تدوین استاندارد های حسابداری نیز الزامات معینی را جهت نحوه محاسبه و افشاء آن وضع نمایند تا سودمندی EPS را از طریق افزایش قابلیت مقایسه (بین شرکتها و طی دوره های مختلف) و کاهش صلاحدید مدیریت ارتقاء دهند.
براساس تحقیقات تجربی انجام شده در سایر کشورها، EPS استفاده های زیر را دارد :

  1. ارزیابی، تعیین و قضاوت در خصوص قیمت سهام. تحلیل گران مالی با ضرب EPS در رقم P/E درخصوص پایین یا بالا بودن قیمت سهام قضاوت می کنند. این دو رقم به طور گسترده در تصمیمات سرمایه گذاری استفاده می شود و حتی بورس اوراق بهادار نیز بر همین مبنا در خصوص معقول بودن قیمت، قضاوت می کند. به دلیل اهمیت EPS، ضروری است رویکردی یکنواخت برای محاسبه آن وجود داشته باشد.
  2. پیش بینی EPS های آینده و نرخ رشد آن بر قیمت سهام تأثیر دارد. سهامداران و تحلیل گران، EPS های گزارش شده را برای بر آورد EPS های آینده و برآورد نرخ رشد آتی به کار می برند و در واقع توان زایش ثروت شرکت را ارزیابی می کنند.
  3. ارزیابی پوشش سود نقدی و توانایی پرداخت سود سهام. یکی از معیارهای قضاوت درخصوص توان پرداخت سود سهام در زمان حال و آینده، مبلغ EPS می باشد. اگر چه سایر ملاحظات مالی و سرمایه گذاری، در تعیین خط مشی تقسیم سود مؤثر است ولی مسلم است که بدون وجود سود، امکان پرداخت سود سهام نمی باشد.
  4. قضاوت درخصوص وضعیت شرکت و عملکرد مدیریت و نیز ترسیم تصویری از آینده. رقم EPS نسبت به بازدهی نقدی (سود سهام) مبنای قابل قبول تری برای مقایسه عملکرد شرکت و مدیریت می باشد. اگر چه جریان های نقدی عامل مهم در ارزیابی ارزش شرکت است ولی اعتقاد بر این است که EPS معیار بهتری برای مقایسه عملکرد شرکت طی سالهای مختلف و نیز با رقبا می باشد.
  5. برآورد قدرت سودآوری و ارزیابی سطح و روند سود. بهترین برآورد ممکن از متوسط سود یک شرکت که انتظار حفظ و یا تکرار آن با درجه ای از نظم در یک محدوده زمانی آتی می رود را قدرت سودآوری می گویند. بیشتر مدلهای ارزیابی به نحوی قدرت سودآوری را از طریق یک عامل یا ضریب که هزینه سرمایه و نیز ریسک و بازده های مورد انتظار آتی را در بر می گیرد، سرمایه ای می کنند. EPS در صورتی برای ارزیابی قدرت سودآوری مناسب است که با تأکید بر اقلام مستمر سود و زیان محاسبه شده باشد. تحلیل گران بر شناسایی اجزائی از جریان درآمد و هزینه تمرکز می کنند که با ثبات و قابل پیش بینی باشند.
  6. نسبت P/E یا قیمت به سود یکی از خلاصه های مهم مالی است که براساس سود هر سهم محاسبه می شود و دوره مورد انتظار برگشت سرمایه گذاری را نشان می دهد و معکوس آن را نیز نرخ بازده مورد توقع حسابداری را نشان می دهد .

محدودیت های EPS
تأکید شده است که کاربران اطلاعات مالی صرفا بر یک رقم، EPS، تمرکز ننموده و از سایر اطلاعات نیز در مدل های تصمیم گیریشان استفاده نمایند. با نسبت سود سود خالص چیست؟ این وجود حتی در استفاده از EPS به همراه سایر اطلاعات نیز باید به محدودیت هایی که در اندازه گیری آن وجود دارد، توجه شود. محدودیت های EPS به شرح زیر است:

  1. EPS مبتنی بر سود تاریخی است. مدیریت ممکن است در گذشته تصمیماتی گرفته باشد که سود جاری را افزایش دهد، ولی در آینده رشد سود کاهش یابد. بنابراین رشد EPS نمی تواند پیش بینی کننده قابل اتکایی برای نرخ رشد آتی باشد. به عبارت دیگر به کیفیت سود نیز باید توجه شود.
  2. EPS بدون توجه به تورم محاسبه می شود. نرخ رشد واقعی EPSممکن است متفاوت از نرخ رشد اسمی آن باشد.
  3. EPS متأثر از انتخاب روش های حسابداری و زمانبندی معاملات توسط مدیریت است و این امر بر مقایسه بین شرکتها تأثیر می گذارد.
  4. با توجه به این که تغییر پذیری سود، نشانه ای از ریسک شرکت می باشد و باعث نوسان قیمت بازار سهام می گردد، مدیران تمایل به هموارسازی سود از طریق انتخاب روش های حسابداری و زمانبندی معاملات دارند. بنابراین EPS ممکن است متأثر از صلاحدید مدیران باشد.
  5. EPS متأثر از ساختار سرمایه است. مثلاً تغییرات در تعداد سهام ناشی از صدور سهام جایزه (سود سهمی) بر مبلغ EPS دوره های جاری و گذشته تأثیر می گذارد و این مسئله مقایسه بین شرکتها را مشکل می نماید.

انواع EPS
برای یک شرکت بیش از یک نوع EPS وجود دارد که انواع مختلف آن با توجه به تغییر در روش تخمین تعداد سهام موجود در بازار، تغییر خواهد کرد. نوع اول EPS تحت تأثیر تغییرات بالقوه تعداد سهام موجود و حق تقدم و اختیار خرید و فروش در بازار قرار نمی گیرد و نوع دیگر آن که تحت تاثیر تغییرات تعداد سهام شرکت های بازار (سهم های منتشر شده جدید توسط شرکتها ) و حق تقدم و اختیار خرید و فروش قرارمی گیرد. البته این موضوع در مورد بازار ایران صدق نمی کند. در بازار فقط یک نوع EPS وجود دارد و از آنجا که بر حسب مقدار سرمایه ثبت شده در زمان تشکیل مجمع سالانه، محاسبه می شود، مگر اینکه حق تقدم ها به صورت سرمایه افزودنی قبل از تشکیل مجمع به سرمایه شرکت افزده شود که در این صورت میتوآن از آن بهره گرفت. براساس اصول و قوانین پذیرفته شده در آمریکا، شرکت های آمریکائی باید هر دونوع EPS را درصورت های مالی خود داشته باشند: چرا که EPS دراین کشور هر سه ماه یک بار اعلام خواهد شد و در مواردی که شرکت سود ده نیست، ازاین قاعده مستثنی می شود، چرا که با محاسبه تعداد سهم های جدید اضافه شده در بازار ( که از حق تقدم ها و اختیارها ناشی می شوند) مقدار زیان کوچک تر از حد واقعی آن نشان داده می شود و دومین مشکلی که در محاسبه تعداد سهام موجود در بازار برای محاسبه EPS وجود دارد این است که در ترازنامه شرکتها در بخش اوراق بهادار، هیچ گاه از میانگین تعداد سهم های موجود در بازار استفاده نمی شود بلکه تعداد سهامی را که در همان روز بستن ترازنامه، در دست صاحبان سهام است استفاده می کنند. همچنین این تعداد شامل اوراق تبدیلی نیز نمی شود چرا که EPS را کاهش می دهد بنابراین سرمایه گذاران باید در هنگام محاسبه EPS هر دوی این موارد را در نظر بگیرند. EPS به عنوان درآمد هر سهم، میزان سودآوری شرکت را نشان می دهد چرا که در هر شرکت درآمد هر سهم را به کل سهام شرکت تعمیم می دهند و براساس آن تصمیم می گیرند.

تعدیل EPS چیست؟
مدیران شرکت در ابتدای سال مالی با توجه به چشم انداز فعالیتهای شرکت EPS معینی را پیش بینی و اعلام می کنند. اما در طی سال با توجه به روند فعالیت ممکن است تغییر در اصلاح در EPS اعلام شده ضروری به نظر رسد، لذا براساس عملکرد شرکت EPS جدیدی اعلام می کنند که به آن تعدیل EPS گفته می شود.

DPS یا سود تقسیمی هر سهم 2

هر سال شرکتها بخشی از سود خالص را مطابق قانون و بخشی را براساس نیاز شرکت نزد خود نگهداری می کنند و مابقی را بین سهامداران تقسیم می نمایند. به مقدار سودی که شرکت تقسیم می کند و به طور نقدی به دست سهامدار می رسد DPS یا سود تقسیمی گفته می شود به عبارت دیگر DPS بخشی از سود پس از کسر مالیات به ازاء هر سهم 3 است که توسط شرکت پرداخت می گردد. سود پرداختی هر سهم از تقسیم کل سود پرداختی ( مصوب مجمع عادی سالانه ) بر تعداد سهام شرکت به دست می آید. چون DPS سود بخشی از EPS می باشد که سهامداران در مورد نسبت سود سود خالص چیست؟ تقسیم آن نظر می دهند معمولا" کمتراز EPS می باشد . البته چنانچه تمام سود تقسیم شود EPS و DPS برابر می باشد در بعضی موارد خاص نیز DPS بیشتر از EPS است که این مبلغ اضافی معمولا" از محل سود انباشته سالهای قبل تامین می شود . البته این وضعیت اکثرا" نشان دهنده بی برنامه بودن شرکت می باشد چون سود انباشته همان سود سالهای گذشته است که توزیع نشده است و معمولا" جهت انجام برنامه ای خاص در شرکت باقی مانده است و توزیع آن در سالهای بعد نشانه خوبی نیست. باشروع فصل مجامع شرکتهای بورس موضوع تقسیم سود (DPS) ذهن تمامی سهامداران شرکت های بورسی را به خود جلب کرده به خصوص سهامداران حقیقی که ازاین راه امرار معاش می کنند.

اینکه چه میزان از سود تحقق یافته هر سهم به صورت نقدی توزیع شود و چه میزان در شرکت باقی بماند تصمیمی است که در مجمع عادی سالیانه توسط هیات مدیره به مجمع پیشنهاد داده می شود و سپس به تصویب سهامداران می رسد. براساس قانون تجارت در صورت تصویب در مجمع عمومی عادی سالانه تقسیم سود تصویب شده، حداکثر ظرف 8 ماه ازتاریخ تصویب به سهامداران می بایست پرداخت گردد. البته سود پرداختی یاDPS تنها به سهامدارانی پرداخت می گردد که درتاریخ برگزاری مجمع مالک آن میزان سهم باشند.

نسبت سود سود خالص چیست؟

You are using an outdated browser. Please upgrade your browser نسبت سود سود خالص چیست؟ to improve your experience.

  • دوشنبه 30 مهر 1397
  • 1157 بازیدکننده

حاشیه‌ سود‌ خالص شرکت، یکی از نسبت‌های ‌سودآوری است که از طریق‌ تقسیم‌کردن سود خالص به کل فروش محاسبه‌می‌شود.
درآمد یا سود خالص ممکن است از طریق کم‌کردن هزینه‌های عملیاتی و سایر هزینه‌ها مانند مالیات و هزینه خرید مواد اولیه از کل درآمد محاسبه شود.

حاشیه سود را به صورت درصد نمایش می‌دهند و در واقع این نسبت نشان می‌دهد که‌از یک‌تومان فروش شرکت، چه ‌مقدار آن به سود خالص تبدیل‌ شده ‌است. به‌ عنوان ‌مثال، حاشیه‌ سودخالص 30 درصد نشان‌ می‌دهد که‌ از 1000 تومان فروش محصولات شرکت، 300 تومان سودخالص به ‌دست ‌آمده‌است.

در حالیکه انواع مختلفی از حاشیه سود مانند “حاشیه سود خالص”، “حاشیه سود عملیانی”، “حاشیه سود قبل از کسر مالیات” وجود دارد، مفهوم “حاشیه سود” معمولا برای اشاره به “حاشیه سود خالص” مورد استفاده قرار می‌گیرد.
فرمول محاسبه حاشیه سود :

درآمد خالص
حاشیه سود = __________
فروش خالص

نوع دیگر حاشیه سود، روش محاسبه متفاوتی دارد و برای اهداف مختلفی بکار برده می‌شود.

سود هر سهم و سود تقسیمی هر سهم / EPS & DPS

سود هر سهم (EPS) یکی از آماره های مالی بسیار مهم است که مورد توجه سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی می باشد. EPS از تقسیم سود پس از کسر مالیات شرکت، بر تعداد کل سهام، محاسبه می شود. که نشان دهنده سودی است که شرکت در یک دوره مشخص به ازای یک سهم عادی بدست آورده است (نوو، 1385). اولین جزء محاسبه ی EPS درآمد (درآمد اختصاصی سهامداران عمومی) است. در واقع درآمد سهامداران عمومی، باقی مانده سود، پس از توزیع سهم کارفرمایان، عرضه کنندگان، ارائه دهندگان خدمات، صاحبان سهام ممتاز و بستانکاران می باشد. دومین جزء EPS تعداد سهم منتشر شده در بازار توسط شرکت است. لازم به ذکر است، تعداد سهام موجود بازار را به عنوان جزئی از EPS شرکت تلقی می شود تا بتوان میزان مطالبات سهامداران عمومی را نسبت به درآمد در هر واحد اندازه گیری نمود به عبارت دیگر EPS مقدار سودی است که به هر سهم اختصاص می یابد با محاسبه سطح درآمد شرکت از این روش می توان به میزان درآمدی که هر فرد کسب می کند، دست یافت. با اینکه اجزای EPS ظاهرا ساده به نظر می رسد اما در واقعیت این طور نیست و این عناصر کاملا پیچیده اند. به عنوان مثال، تخمین تعداد سهام در بازار کاری ساده نیست چرا که به مرور زمان تعداد سهام دایما در حال تغییر یا جابه جایی است به طوری که انتشار سهام یا بازخرید سهام توسط شرکتها، تعداد سهام موجود در بازار را تغییر می دهد و با عرضه مقدار زیادی سهام توسط یک شرکت در انتهای یک دوره مالی، تعداد متوسط سهام در انتهای دوره بسیار بیشتر از اوایل دوره خواهد بود که به این ترتیب در محاسبه EPS مشکل ایجاد می کند.

اهمیت EPS و کاربردهای آن
سود منبع اصلی تأمین جریان نقد و زایش ثروت است. تعیین سطح سود که برای مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط باشد یک فرآیند تحلیلی پیچیده می باشد. با توجه به تفاوت ارقام سود شرکتهای مختلف و نیز تغییر ارقام سود یک شرکت در طی دوره های زمانی مختلف، مقایسه پذیری این ارقام تا حدودی مشکل می باشد. یکی از روش های استاندارد نمودن رقم سود ، تبدیل آن به یک مبلغ سود هر سهم می باشد. این اهمیت و حساسیت EPS باعث شده است که اولاً محاسبه و گزارش EPS واقعی و پیش بینی طبق قوانین بازار سرمایه بسیاری از کشورها الزامی گردد، ثانیاً مراجع تدوین استاندارد های حسابداری نیز الزامات معینی را جهت نحوه محاسبه و افشاء آن وضع نمایند تا سودمندی EPS را از طریق افزایش قابلیت مقایسه (بین شرکتها و طی دوره های مختلف) و کاهش صلاحدید مدیریت ارتقاء دهند.
براساس تحقیقات تجربی انجام شده در سایر کشورها، EPS استفاده های زیر را دارد :

  1. ارزیابی، تعیین و قضاوت در خصوص قیمت سهام. تحلیل گران مالی با ضرب EPS در رقم P/E درخصوص پایین یا بالا بودن قیمت سهام قضاوت می کنند. این دو رقم به طور گسترده در تصمیمات سرمایه گذاری استفاده می شود و حتی بورس اوراق بهادار نیز بر همین مبنا در خصوص معقول بودن قیمت، قضاوت می کند. به دلیل اهمیت EPS، ضروری است رویکردی یکنواخت برای محاسبه آن وجود داشته باشد.
  2. پیش بینی EPS های آینده و نرخ رشد آن بر قیمت سهام تأثیر دارد. سهامداران و تحلیل گران، EPS های گزارش شده را برای بر آورد EPS های آینده و برآورد نرخ رشد آتی به کار می برند و در واقع توان زایش ثروت شرکت را ارزیابی می کنند.
  3. ارزیابی پوشش سود نقدی و توانایی پرداخت سود سهام. یکی از معیارهای قضاوت درخصوص توان پرداخت سود سهام در زمان حال و آینده، مبلغ EPS می باشد. اگر چه سایر ملاحظات مالی و سرمایه گذاری، در تعیین خط مشی تقسیم سود مؤثر است ولی مسلم است که بدون وجود سود، امکان پرداخت سود سهام نمی باشد.
  4. قضاوت درخصوص وضعیت شرکت و عملکرد مدیریت و نیز ترسیم تصویری از آینده. رقم EPS نسبت به بازدهی نقدی (سود سهام) مبنای قابل قبول تری برای مقایسه عملکرد شرکت و مدیریت می باشد. اگر چه جریان های نقدی عامل مهم در ارزیابی ارزش شرکت است ولی اعتقاد بر این است که EPS معیار بهتری برای مقایسه عملکرد شرکت طی سالهای مختلف و نیز با رقبا می باشد.
  5. برآورد قدرت سودآوری و ارزیابی سطح و روند سود. بهترین برآورد ممکن از متوسط سود یک شرکت که انتظار حفظ و یا تکرار آن با درجه ای از نظم در یک محدوده زمانی آتی می رود را قدرت سودآوری می گویند. بیشتر مدلهای ارزیابی به نحوی قدرت سودآوری را از طریق یک عامل یا ضریب که هزینه سرمایه و نیز ریسک و بازده های مورد انتظار آتی را در بر می گیرد، سرمایه ای می کنند. EPS در صورتی برای ارزیابی قدرت سودآوری مناسب است که با تأکید بر اقلام مستمر سود و زیان محاسبه شده باشد. تحلیل گران بر شناسایی اجزائی از جریان درآمد و هزینه تمرکز می کنند که با ثبات و قابل پیش بینی باشند.
  6. نسبت P/E یا قیمت به سود یکی از خلاصه های مهم مالی است که براساس سود هر سهم محاسبه می شود و دوره مورد انتظار برگشت سرمایه گذاری را نشان می دهد و معکوس آن را نیز نرخ بازده مورد توقع حسابداری را نشان می دهد .

محدودیت های EPS
تأکید شده است که کاربران اطلاعات مالی صرفا بر یک رقم، EPS، تمرکز ننموده و از سایر اطلاعات نیز در مدل های تصمیم گیریشان استفاده نمایند. با این وجود حتی در استفاده از EPS به همراه سایر اطلاعات نیز باید به محدودیت هایی که در اندازه گیری آن وجود دارد، توجه شود. محدودیت های EPS به شرح زیر است:

  1. EPS مبتنی بر سود تاریخی است. مدیریت ممکن است در گذشته تصمیماتی گرفته باشد که سود جاری را افزایش دهد، ولی در آینده رشد سود کاهش یابد. بنابراین رشد EPS نمی تواند پیش بینی کننده قابل اتکایی برای نرخ رشد آتی باشد. به عبارت دیگر به کیفیت سود نیز باید توجه شود.
  2. EPS بدون توجه به تورم محاسبه می شود. نرخ رشد واقعی EPSممکن است متفاوت از نرخ رشد اسمی آن باشد.
  3. EPS متأثر از انتخاب روش های حسابداری و زمانبندی معاملات توسط مدیریت است و این امر بر مقایسه بین شرکتها تأثیر می گذارد.
  4. با توجه به این که تغییر پذیری سود، نشانه ای از ریسک شرکت می باشد و باعث نوسان قیمت بازار سهام می گردد، مدیران تمایل به هموارسازی سود از طریق انتخاب روش های حسابداری و زمانبندی معاملات دارند. بنابراین EPS ممکن است متأثر از صلاحدید مدیران باشد.
  5. EPS متأثر از ساختار سرمایه است. مثلاً تغییرات در تعداد سهام ناشی از صدور سهام جایزه (سود سهمی) بر مبلغ EPS دوره های جاری و گذشته تأثیر می گذارد و این مسئله مقایسه بین شرکتها را مشکل می نماید.

انواع EPS
برای یک شرکت بیش از یک نوع EPS وجود دارد که انواع مختلف آن با توجه به تغییر در روش تخمین تعداد سهام موجود در بازار، تغییر خواهد کرد. نوع اول EPS تحت تأثیر تغییرات بالقوه تعداد سهام موجود و حق تقدم و اختیار خرید و فروش در بازار قرار نمی گیرد و نوع دیگر آن که تحت تاثیر تغییرات تعداد سهام شرکت های بازار (سهم های منتشر شده جدید توسط شرکتها ) و حق تقدم و اختیار خرید و فروش قرارمی گیرد. البته این موضوع در مورد بازار ایران صدق نمی کند. در بازار فقط یک نوع EPS وجود دارد و از آنجا که بر حسب مقدار سرمایه ثبت شده در زمان تشکیل مجمع سالانه، محاسبه می شود، مگر اینکه حق تقدم ها به صورت سرمایه افزودنی قبل از تشکیل مجمع به سرمایه شرکت افزده شود که در این صورت میتوآن از آن بهره گرفت. براساس اصول و قوانین پذیرفته شده در آمریکا، شرکت های آمریکائی باید هر دونوع EPS را درصورت های مالی خود داشته باشند: چرا که EPS دراین کشور هر سه ماه یک بار اعلام خواهد شد و در مواردی که شرکت سود ده نیست، ازاین قاعده مستثنی می شود، چرا که با محاسبه تعداد سهم های جدید اضافه شده در بازار ( که از حق تقدم ها و اختیارها ناشی می شوند) نسبت سود سود خالص چیست؟ مقدار زیان کوچک تر از حد واقعی آن نشان داده می شود و دومین مشکلی که در محاسبه تعداد سهام موجود در بازار برای محاسبه EPS وجود دارد این است که در ترازنامه شرکتها در بخش اوراق بهادار، هیچ گاه از میانگین تعداد سهم های موجود در بازار استفاده نمی شود بلکه تعداد سهامی را که در همان روز بستن ترازنامه، در دست صاحبان سهام است استفاده می کنند. همچنین این تعداد شامل اوراق تبدیلی نیز نمی شود چرا که EPS را کاهش می دهد بنابراین سرمایه گذاران باید در هنگام محاسبه EPS هر دوی این موارد را در نظر بگیرند. EPS به عنوان درآمد هر سهم، میزان سودآوری شرکت را نشان می دهد چرا که در هر شرکت درآمد هر سهم را به کل سهام شرکت تعمیم می دهند و براساس آن تصمیم می گیرند.

تعدیل EPS چیست؟
مدیران شرکت در ابتدای سال مالی با توجه به چشم انداز فعالیتهای شرکت EPS معینی را پیش بینی و اعلام می کنند. اما در طی سال با توجه به روند فعالیت ممکن است تغییر در اصلاح در EPS اعلام شده ضروری به نظر رسد، لذا براساس عملکرد شرکت EPS جدیدی اعلام می کنند که به آن تعدیل EPS گفته می شود.

DPS یا سود تقسیمی هر سهم 2

هر سال شرکتها بخشی از سود خالص را مطابق قانون و بخشی را براساس نیاز شرکت نزد خود نگهداری می کنند و مابقی را بین سهامداران تقسیم می نمایند. به مقدار سودی که شرکت تقسیم می کند و به طور نقدی به دست سهامدار می رسد DPS یا سود تقسیمی گفته می شود به عبارت دیگر DPS بخشی از سود پس از کسر مالیات به ازاء هر سهم 3 است که توسط شرکت پرداخت می گردد. سود پرداختی هر سهم از تقسیم کل سود پرداختی ( مصوب مجمع عادی سالانه ) بر تعداد سهام شرکت به دست می آید. چون DPS سود بخشی از EPS می باشد که سهامداران در مورد تقسیم آن نظر می دهند معمولا" کمتراز EPS می باشد . البته چنانچه تمام سود تقسیم شود EPS و DPS برابر می باشد در بعضی موارد خاص نیز DPS بیشتر از EPS است که این مبلغ اضافی معمولا" از محل سود انباشته سالهای قبل تامین می شود . البته این وضعیت اکثرا" نشان دهنده بی برنامه بودن شرکت می باشد چون سود انباشته همان سود سالهای گذشته است که توزیع نشده است و معمولا" جهت انجام برنامه ای خاص در شرکت باقی مانده است و توزیع آن در سالهای بعد نشانه خوبی نیست. باشروع فصل مجامع شرکتهای بورس موضوع تقسیم سود (DPS) ذهن تمامی سهامداران شرکت های بورسی را به خود جلب کرده به خصوص سهامداران حقیقی که ازاین راه امرار معاش می کنند.

اینکه چه میزان از سود تحقق یافته هر سهم به صورت نقدی توزیع شود و چه میزان در شرکت باقی بماند تصمیمی است که در مجمع عادی سالیانه توسط هیات مدیره به مجمع پیشنهاد داده می شود و سپس به تصویب سهامداران می رسد. براساس قانون تجارت در صورت تصویب در مجمع عمومی عادی سالانه تقسیم سود تصویب شده، حداکثر ظرف 8 ماه ازتاریخ تصویب به سهامداران می بایست پرداخت گردد. البته سود پرداختی یاDPS تنها به سهامدارانی پرداخت می گردد که درتاریخ برگزاری مجمع مالک آن میزان سهم باشند.

شرح عناصر صورتهای مالی در حسابداری

عناصر صورتهای مالی در خدمات حسابداری یعنی طبقات کلی اقلام تشکیل ‌دهنده صورت های مالی مانند تکه هایی از یک پازل هستند که توسط آن ‌ها صورت های مالی ساخته می‌شوند . این عناصر اصلی که شامل دارایی ‌ها ، بدهی‌ ها ، حقوق صاحبان سرمایه ، درآمدها ، هزینه‌ ها ، آورده صاحبان سرمایه و ستانده صاحبان سرمایه است معرف منابع اقتصادی یک واحد تجاری ؛ ادعاهای علیه با علایقی نسبت به آن منابع ؛ و آثار مالی مبادلات یا سایر رویدادهای اقتصادی که موجب تغییر در آن منابع اقتصادی یا ادعاهای علیه آن ‌ها شده‌اند می‌باشند .

دارایی ‌ها

دارایی عبارت است از حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راههای دستیابی مشروع به آن منافع که درنتیجه معاملات با سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است.

بدهی‌ ها

بدهی عبارت از تعهد انتقال منافع اقتصادی توسط واحد تجاری ناشی از معاملات یا سایر رویدادهای گذشته است. درواقع بدهی‌ ها به‌عنوان اختصاص احتمالی آتی منافع اقتصادی که درنتیجه تعهدات فعلی شخصیت حسابداری در رابطه با انتقال دارایی‌ ها با ارائه خدمات به سایر شخصیت‌ ها در آینده که درنتیجه مبادلات یا رویدادهای گذشته ایجادشده است، تعریف می‌گردند.

حقوق مالکانه ( حقوق صاحبان سرمایه )

حقوق مالكانه یا خالص دارایی‌ها، حق مالی (منافع) باقیمانده در دارایی‌های یک واحد تجاری پس از کسر کل بدهی‌ها از کل دارایی‌ها است. به علت اینکه حقوق مالکانه، یک حق باقیمانده است، نمی‌توان آن را مستقل از دارایی‌ها و بدهی‌ها اندازه‌گیری نمود. رابطه بین دارایی‌ها، بدهی‌ها و حقوق مالكانه، مبنایی است برای معادله حسابداری :

حقوق مالكانه + بدهی ‌ها = دارایی ‌ها

که با تغییر محل عناصر تشکیل‌دهنده معادله حسابداری خواهیم داشت :

بدهی‌ ها - دارایی‌ ها = حقوق مالکانه

حقوق مالکانه را حقوق صاحبان سهام یا سرمایه نیز می ‌نامند.

درآمد ها و هزینه ‌ها

صورتهای مالی بین تغییرات در حقوق صاحبان سرمایه ناشی از معاملات با صاحبان سرمایه (به‌عنوان صاحب سرمایه) و دیگر تغییرات حقوق صاحبان سرمایه تمایز قابل می‌شود. تغییرات اخیر، درآمد و هزینه نامیده می‌شود که تعریف آن‌ها به شرح زیر است:

درآمد

افزایش در حقوق صاحبان سرمایه بجز مواردی که به آورده صاحبان سرمایه مربوط می‌شود.

هزینه

کاهش در حقوق صاحبان سرمایه بجز مواردی که به ستانده صاحبان سرمایه مربوط می‌شود.

بر این اساس درآمد و هزینه واژه‌ هایی کلی هستند که دربرگیرنده همه تغییرات در حقوق صاحبان سرمایه است مگر آن تغییراتی که مرتبط با آورده یا ستانده صاحبان سرمایه باشد. بنابراین درآمد دربرگیرنده درآمد ناشی از فعالیت‌های اصلی و مستمر واحد تجاری (درآمد عملیاتی) و سایر انواع درآمد (نظیر درآمدهای غیرعملیاتی و سایر اقلام سود و زیان جامع) می‌باشد. به‌گونه‌ای مشابه، هزینه دربرگیرنده هزینه‌های تحمل شده ناشی از فعالیت‌های اصلی و مستمر واحد تجاری (هزینه عملیاتی) و سایر انواع هزینه (نظیر هزینه‌های غیرعملیاتی و سایر اقلام سود و زیان جامع) می‌باشد.

درآمدهای عملیاتی

درآمدهای عملیاتی، جریان ‌های ورودی ادواری دارایی‌ها یا تسویه بدهی ‌ها و یا ترکیبی از هر دو می‌باشند که درنتیجه تحویل یا تولید کالا، ارائه خدمات با سایر فعالیت‌های درآمد زا حاصل می‌شود و تشکیل ‌دهنده عملیات اصلی یا عمده فعالیت‌ های یک واحد تجاری است.

هزینه‌های عملیاتی

هزینه‌های عملیاتی، مصرف ادواری دارایی‌ها و یا تحمل بدهی‌ها و یا ترکیبی از هر دو می‌باشد که درنتیجه تحویل یا تولید کالا، ارائه خدمات با سایر فعالیت‌های درآمدزایی که فعالیت‌های اصلی یا عمده واحد تجاری را تشکیل می‌دهند، به وقوع می‌پیوندند.

سود یا زیان عملیاتی

اختلاف بین درآمد ها و هزینه ‌های عملیاتی نشان‌دهنده سود یا زیان عملیاتی می‌باشد. نتیجه خالص فعالیت ‌های اصلی و مستمر، شاخصی است که توان واحد تجاری را از نظر سودآوری به نمایش می‌گذارد.

درآمدها و هزینه‌های غیرعملیاتی

درآمد های غیرعملیاتی افزایش در حقوق مالکان یا خالص دارایی‌ ها می ‌باشند که درنتیجه مبادلات فرعی (جانبی) و یا اتفاقی واحد تجاری ایجاد می‌شوند. به‌بیان‌دیگر، درآمدهای غیرعملیاتی از آن دسته مبادلات و رویدادهای اقتصادی منتج می‌گردند که از درآمدهای عملیاتی، عملیات متوقف‌شده و سایر اقلام سود و زیان جامع ناشی نمی‌شود . هزینه‌های غیرعملیاتی ، کاهش‌هایی در حقوق مالکان یا خالص دارایی‌ها هستند که درنتیجه مبادلات فرعی جانبی و یا اتفاقی واحد تجاری ایجاد می‌شوند . هزینه‌های غیرعملیاتی از آن دسته مبادلات و رویدادهای اقتصادی ناشی می‌گردند که از هزینه‌های عملیاتی ، عملیات متوقف‌شده و سایر اقلام سود و زیان جامع ناشی می‌شوند

سود یا زیان عملیات در حال تداوم (مستمر)

کلیه عملیات واحد تجاری به‌استثنای عملیات متوقف‌شده، عملیات در حال تداوم تلقی می‌شود. سود یا زیان عملیات در حال تداوم به دو بخش عملیاتی و غیرعملیاتی تقسیم می‌شود که پیش‌ازاین درباره آن‌ها به‌تفصیل بحث کردیم

هزینه‌ های غیر عملیاتی - درآمد های غیر عملیاتی + سود یا زیان عملیاتی = سود یا زیان عملیات در حال تداوم (مستمر)

عملیات متوقف ‌شده

یک بخش از واحد تجاری است که واگذار یا برکنار شده یا به‌عنوان نگهداری شده برای فروش طبقه‌بندی‌شده است و دارای سه ویژگی های زیر است :

بیانگر یک فعالیت تجاری با حوزه جغرافیایی عمده و جداگانه از عملیات است .

قسمت از یک برنامه هماهنگ برای واگذاری با برکناری یک فعالیت تجاری با حوزه جغرافیایی عمده و جداگانه از عملیات است .

و یا یک واحد فرعی است که صرفاً به قصاد فروش مجدد خریداری‌شده است .

سود یا زیان حاصل از عملیات متوقف ‌شده باید به‌طور جداگانه در متن صورت سود و زیان نمایش شود.

سود خالص یا زیان خالص

بر اساس استاندارد های حسابداری ، سود خالص یا زیان خالص حال به ‌عبارت‌دیگر، خالص دارایی ‌های یک واحد تجاری در نتیجه مبادلات سود خالص یا زیان خالص حاکی از تغییرات ادواری در حقوق مالکان دارایی‌ های یک واحد تجاری در نتیجه مبادلات با سایر رویداد های اقتصادی که منجر به درآمدها و هزینه‌ها می‌شوند ، می‌باشد . ازاین‌رو سود خالص با زیان خالص شامل تمام تغییرات صورت گرفته طی یک دوره در حقوق مالکان ، به‌استثنای سرمایه‌گذاری‌ های مالکان و توزیع بین آن‌ها و چند تغير حاد دیگر در خالص دارایی‌ها می‌باشد. ازنظر ریاضی ، سود خالص با زیان خالص با استفاده از درآمد ها و هزینه ‌های عملیاتی و غیر عملیاتی به شکل زیر تعیین می‌شود سود یا زیان عملیات متوقف ‌شده و درآمد ها و هزینه‌های غیرعملیاتی به سود یا زیان عملیاتی به سود خالص یا زیان خالص .

سود (زیان) جامع

به تغییر در حقوق صاحبان سرمایه خالص دارایی‌های یک واحد تجاری در طی یک دوره که از مبادلات و سایر رویدادها و وضعیت ‌های حاصل از منابع غیر مالکانه ناشی می‌شود، سود (زبان) جامع اطلاق می‌شود . به ‌بیان‌دیگر سود (زیان) جامع عبارت است از سود ( زیان ) خالص به‌ علاوه ( منهای ) تمامی تغییرات دیگر در حقوق صاحبان سرمایه در طی دوره، به‌استثنای سرمایه‌گذاری‌های مالکان و توزیع‌های بین آن‌ها یعنی ستانده آن‌ها به شکل سود سهام، دریافت دارایی در تصفیه ، دریافت دارایی در باز خرید سهام توسط واحد تجاری و . .

با توجه به‌ مراتب فوق ، درآمدها و هزینه‌های تحقق ‌نیافته ناشی از تغییرات ارزش آن نسبت سود سود خالص چیست؟ دسته از دارایی‌ها و بدهی‌هایی که اساساً به‌منظور قادر ساختن واحد تجاری به انجام عملیات نگهداری شده و به‌موجب استانداردهای حسابداری مربوطه ، مستقیماً به حقوق صاحبان سرمایه منظور می‌شود (از قبیل درآمدها و هزینه‌های ناشی از تجدید ارزیابی دارایی‌های ثابت مشهود)، تنها در صورت سود و زیان جامع گزارش می‌گردد . در مورد صورت سود و زیان جامع و اجزای تشکیل‌دهنده آن به‌ تفصیل در مقالات مورد استفاده برای یک شرکت حسابداری بحث خواهیم کرد .

آورده و ستانده صاحبان سرمایه

گذاری مالکان (آورده مالکان) در واحد تجاری و توزیع بین مالکان (ستانده مالكان) را مبادلات مالکانه با معاملات صاحبان سرمایه می‌نامند . انتشار سهام عادی شرکت به سرمایه‌گذاری مالکان منجر می‌شود . سود نقدی سهامی که توسط شرکت اعلام و به دارندگان سهام عادی پرداخت می‌شود، توزیعی است که بین مالکان صورت می‌گیرد . انتشار سهام و پرداخت سود نقدی سهام، هر دو، از مبادلات مالکانه محسوب می‌شوند.

آورده صاحبان سرمایه عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سرمایه ناشی از سرمایه‌گذاری در واحد تجاری جهت کسب یا افزایش حقوق مالکانه. ستانده صاحبان سرمایه نیز عبارت است از کاهش در حقوق صاحبان سرمایه ناشی از انتقال دارایی ‌ها به صاحبان سرمایه با ایجاد بدهی در قبال آن‌ها به‌منظور کاهش حقوق مالکانه و یا توزیع سود .

نکته مهم : در مبادلات مالکانه درآمد با هزینه شناسایی نمی‌شود .

صورتهای مالی اساسی و عناصر تشکیل‌دهنده آن

در تشریح اهداف گزارشگری مالی گفتیم گزارشگری مالی باید اطلاعاتی در رابطه وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف‌پذیری ارائه نماید. صورت‌های مالی ابزاری جهت دستیابی به این اهداف هستند. حال ، مختصر به توصیف محتویات چهار صورت مالی اساسی می‌پردازیم.

ترازنامه که آن را صورت ‌وضعیت مالی نیز می‌نامند، دارایی‌ها، بدهی‌ها و حقوق مالکانه یک واحد تجاری را در پایان هر دوره حسابداری گزارش می‌کند. صورت سود و زیان ؛ درآمدها و هزینه‌های عملیاتی و غیرعملیاتی و سود با زیان عملیات متوقف‌ شده و در نتیجه سود یا زیان خالص را گزارش می‌نماید. بنابراین، این صورت مالی ، عایدات یک شرکت را طی یک دوره حسابداری خلاصه می‌کند. صورت سود و زیان جامع ، شامل خلاصه‌ای از مبادلات تأثیرگذار بر حقوق مالکانه (به‌جز مبادلات مالکانه) طی یک دوره حسابداری می‌باشد. صورت جریان وجوه نقد به‌طور خلاصه، جریان‌های نقدی ورودی و خروجی ناشی از فعالیت‌های عملیاتی ، بازده سرمایه‌گذاری‌ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی، مالیات بر درآمد، سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های تأمین مالی طی یک دوره حسابداری را دربر دارد.

لازم به ذکر است که یادداشت‌های توضیحی جزء لاینفک صورت‌های مالی بوده و مجموعه کامل صورت‌های مالی شامل موارد ذیل هستند :

  1. صورت‌های مالی اساسی (شامل ترازنامه، صورت سود و زیان، صورت سود و زیان جامع و صورت جریان وجوه نقد)
  2. یادداشت‌ های توضیحی

اصول شناسایی (شناخت) و اندازه‌ گیری برای عناصر صورتهای مالی

در قسمت قبل، عناصر صورت‌های مالی را تعریف کردیم ، به روابط بین آن‌ها اشاره نموده و عناصر تشکیل‌دهنده آن را معرفی کردیم . همچنین اینکه چگونه مبادلات و سایر رویدادهای اقتصادی بر این عناصر اثر می‌گذارند را موردبحث قراردادیم . اما سخنی از زمان ثبت عناصر موردنظر به میان نیامد. اصول شناسایی (شناخت) و اندازه‌گیری برای این عناصر، رهنمودی در رابطه با این موضوعات در اختیار می‌گذارند. در این قسمت به شناسایی و اندازه‌گیری عناصر صورت‌های مالی می‌پردازیم.

آنچه از خاطرتان می‌گذرد در دو قسمت ارائه می‌گردد . اول ، بحث در مورد اصل بنیادین شناسایی که اساس شناسایی تمام عناصر صورت‌های مالی قرار می‌گیرد. سپس بحث در مورد اصولی که بیشتر به‌طور اخص اساس اصول عمومی پذیرفته‌شده حسابداری قرار می‌گیرند. علاوه بر این، برخی اصول شناسایی و اندازه‌گیری را موردبحث قرار می‌دهیم که بدیل های دری اصول عمومی پذیرفته‌شده حسابداری هستند.

اصل بنیادین شناسایی (شناخت)

شناسایی عبارت است از فرآیند رسمی ثبت نسبت سود سود خالص چیست؟ اثرات مالی یک مبادله یا رویداد اقتصادی دیگر مشمول آن اطلاعات در صورتهای مالی به‌عنوان یک دارایی، یک بدهی، یک درآمد، یک هزینه، یا نظير آن. شناسایی هم شامل شناسایی اولیه (ثبت) یک ‌قلم و هم شامل تغییرات متعاقب در مبلغ ثبت‌ شده آن قلم می‌شود. با استناد به اصل بنیادین شناسایی، یک‌قلم که از یک مبادله یا رویداد اقتصادی دیگر ناشی می‌گردد درصورتی‌که ضوابط زیر را برآورده سازد ، باید شناسایی شود (در صورت‌های مالی گزارش گردد) :

قلم مورد نظر تعریف یک عنصر صورت ‌های مالی را در برگیرد.

قلم موردنظر دارای خاصه‌ای (صفتی) باشد که بتوان آن را به شکل قابل ‌اتکایی در قالب ریال (واحد پولی) ، اندازه‌گیری نمود.

شواهد کافی مبنی بر وقوع تغییر در یک عنصر صورت‌های وجود داشته باشد. وجود شواهد، رفع ابهام است به‌عبارت ‌دیگر ، هر چه در مورد یک ‌قلم، شواهد بیشتری وجود داشته باشد و هر چه کیفیت این شواهد بیشتر باشد ، در مورد وجود ، ماهیت و اندازه‌گیری آن قلم ابهام کمتری وجود خواهد داشت و آن قلم از اتکاپذیری بیشتر برخوردار خواهد بود.

این سه ضابطه شناسایی در مورد تمام عناصر صورت ‌های مالی کاربرد دارند و مشمول محدودیت قانونی منافع بر هزینه ‌ها قرار می‌گیرند . منافع مورد انتظار از شناسایی یک ‌قلم باید از هزینه‌های مورد انتظار ارائه و استفاده از اطلاعات موردنظر بیشتر باشد . علاوه بر این، فقدان اهمیت ، برخورد اقتضایی را توجیه می‌کند . توجه کنید چگونه این سه ضابطه شناسایی پیشگفته ، به همراه محدودیت فزونی منافع بر هزینه‌ها و آستانه اهمیت، خصوصیات کیفی و تعاريف عناصری که در بخشهای قبلی مورد بحث قرار گرفت را تکمیل کرده و به هم پیوند می دهند .

قبل از بحث پیرامون اصل های مشخص تری که اساس اصول عمومی پذیرفته ‌شده حسابداری قرار می‌گیرند، باید بر ضابطه شماره ۲ شناسایی تعمق ورزیم، زیرا ممکن است روشن نباشد منظور از واژه "خاصه" یا "صفت" در ضابطه ۲ چیست خاصه یا صفت به ویژگی یک‌قلم اطلاق می‌گردد. برای مثال، خاصه‌های یک دارایی شامل حجم آن، رنگ آن و وزنش می‌باشد. استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی به خاصه‌های مالی نظیر بهای تمام‌شده تاریخی یا قیمت های جایگزینی جاری یک قسم علاقمند هستند. گرچه ضابطه شماره ۲ اجازه میدهد هر خاصه‌ای گزارش شود، ولی خاصه منتخب باید به‌طور قابل‌اتکایی قابل اندازه‌گیری برحسب ریال باشد.

حاشیه سود ناخالص در تحلیل بنیادی

عوامل تغییر در حاشیه سود ناخالص :

حال در بررسی صورت های مالی شرکتی در طی دو سال گذشته، ممکن است حاشیه سود ناخالص شرکت افزایش و یا کاهش یابد که این تغییرات ممکن است به دلایل زیر باشد:

1- افزایش و یا کاهش قیمت محصول

2- افزایش و یا کاهش بهای تمام شده محصول

3- افزایش و یا کاهش قیمت محصول نسبت به افزایش بهای تمام شده هر واحد محصول

حال هر کدام از تغییرات ذکر شده را در شرکتی شاهد باشیم می توان گفت حاشیه سود ناخالص شرکت نیز دستخوش تغییر می شود اما یک تحلیلگر بنیادی باید بتواند با توجه به تغییرات حاشیه سود ناخالص به یک دیدگاه کلی در خصوص سهم دست پیدا کند.

مثالی از حاشیه سود ناخالص :

حاشیه سود ناخالص

در شکل بالا حاشیه سود ناخالص شرکت در سال 95 حدود 35 درصد بوده است ولی در پیشبینی 96 به 42 درصد افزایش یافته است. با توجه به توضیحاتی که در بالا داده شده است این افزایش حاشیه سود می تواند نشان دهنده افزایش فروش و یا کاهش بهای تمام شده و یا … باشد.

به عنوان مثال حاشیه سود ناخالص شرکتی در گزارش عملکرد سال گذشته 24 درصد بوده است و شرکت در پیش بینی جدید، این نسبت را 28 درصد در نظر گرفته است. حال با بررسی این دو نسبت به این نتیجه می رسیم که میزان سود ناخالص به ازای هر واحد محصول افزایش یافته است اما ایا باید به این نتیجه رسید که سود هر سهم شرکت افزایش یافته است؟ پاسخ خیر است چرا که ممکن است میزان فروش شرکت نسبت به سال گذشته کاهش در نتیجه سود شرکت در سال جدید نیز کاهش یافته است.

افزایش حاشیه سود ناخالص شرکت، زمانی که فروش شرکت نسبت به دوره گذشته افزایش یافته باشد میتواند منجر به افزایش سود هر سهم شرکت شود.

نکات :

1- برای بررسی این نسبت می توان از گزارش های دوره ای ( گزارش شرکت از عملکرد فصول مختلف سال) نیز استفاده کرد.

2- در بررسی حاشیه سود ناخالص باید به این نکته توجه کرد که اگر افزایش این نسبت به دلیل افزایش فروش باشد دلیل آن نیز مشخص شود. ممکن است فروش شرکتی افزایش یابد ولی این فروش از محل افزایش نرخ ها باشد و مقدار فروش شرکت نسبت به گذشته کاهش یافته باشد. اگر این اتفاق بیفتد می‌توان انتظار داشت که در دوره آینده حاشیه سود ناخالص شرکت به دلیل مشکلات فروش کاهش می یابد.

مختصری از کتاب ” به بورس خوش آمدید “

تالیف” مهدی افضلیان

اطلاعات بیشتر در مورد کتاب در لینک

خرید کتاب به صورت آنلاین خرید آنلاین کتاب

پیشنهاد میکنم مقالات زیر را مطالعه نمایید

چگونه ورود نقدینگی به بازار را تشخیص دهیم

چگونگی سو برداشت از p/e شرکت

حاشیه سود ناخالص

نوشته های مشابه

آموزش تحلیل بنیادی : شرکت های اهرمی به چه معناست

چگونه تحلیل بنیادی را یاد بگیریم در بحث های مربوط به آموزش تحلیل بنیادی دغدغه همه سرمایه گذاران این است که چگونه تحلیل بنیادی را یاد بگیرند تا به کمک آن قادر باشند شرکت های مختلف را تحلیل کرده و سپس با توجه به چشم انداز.

شناخت سود هر سهم در تحلیل بنیادی شرکت ها

تحلیل بنیادی شرکت ها و اطلاعات موجود در صورت های مالی سرمایه گذاران در بازار سرمایه برای تحلیل بنیادی شرکت ها از اطلاعات موجود در صورت های مالی شرکت ها استفاده میکنند که تغییر هر یک از ایتم ها می تواند سوداوری شرکت را تحت تاثیر.

تحلیل بنیادی : اثرات تغییرات قیمت ارز بر شرکت های صادراتی

تحلیل بنیادی و تغییرات قیمت ارز : چگونگی محاسبه تغییرات قیمت ارز بر سود و زیان شرکت ها در تحلیل بنیادی تغییرات قیمت ارز و اثرات آن بر سود و زیان شرکت های بورسی یکی از مفاهیم مهم و کاربردی است که سرمایه گذاران باید توجه.

حاشیه سود خالص : چگونگی استفاده در تحلیل بنیادی

حاشیه سود خالص و استفاده از آن در تحلیل بنیادی حاشیه سود خالص یکی از نسبت های پر کاربرد در تحلیل بنیادی است که سرمایه گذاران با استفاده از آن قادر به پیش بینی سود شرکت ها می باشند. در بخش های قبل در مورد سود.

تاثیر متغیرهای بیرونی بر بازار سرمایه

عامل دوم چین و تصمیمات این نسبت سود سود خالص چیست؟ کشور در تغییرات قیمت بازارهای کالایی است؛ حین بعد از آمریکا به‌عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا مطرح است و تصمیمات این کشور به‌عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده مواد اولیه در جهان بر قیمت بازارهای کالایی اثرگذار است، اما کاهش نرخ رشد اقتصادی این کشور در طول.

پیش بینی بازار- دوشنبه 11 دی

تابلوخوانی بازار: شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران امروز 1649 واحد کاهش یافت و به کانال 95000 واحدی بازگشت. ارزش معاملات بازار بورس هم 470 میلیارد تومان همراه با معاملات بلوکی و … بود. شکل زیر روند شاخص کل را در طی معاملات روزانه نشان میدهد. در.

چگونگی انتخاب صنعت در تحلیل بنیادی برای خرید سهم

انتخاب صنعت مناسب در خرید سهام از راه های انتخاب یک سهم خوب برای خرید در بازار سهام، انتخاب صنعت مناسب است به گونه ای که در آموزش تحلیل بنیادی ابتدا گفته می شود که با توجه به شرایط کلان صنعت و چشم انداز سوداوری آن.

چگونگی انتخاب یک سهم از صنعت

انتخاب یک سهم از صنعت انتخاب یک سهم از صنعت یکی از مشکلاتی می باشد که همواره سرمایه گذاران در خصوص آن سوال دارند و رویه برای انتخاب آن ندارند. به همین جهت سعی میکنیم در این مقاله اندکی در خصوص چگونگی انتخاب یک سهم از.

تابلو خوانی و بازار خوانی : بهترین زمان معامله در طی روز

تابلو خوانی و بازار خوانی : بهترین زمان معامله را تشخیص دهیم در بخش های قبل در خصوص تابلو خوانی و بازار خوانی صحبت های زیادی داشتیم اما در این بخش قصد داریم به یکی از سوالات مهم سرمایه گذاران در خصوص زمان خرید سهم پاسخ.

آموزش تحلیل بنیادی : تغییرات قیمت با گزارشات شرکت ها

تحلیل بنیادی : تحلیل گزارشات شرکت ها یکی از ابزارهایی که سرمایه گذاران برای بررسی قیمت سهام شرکت ها از آن استفاده میکنند تحلیل بنیادی است. تحلیل بنیادی در واقع تاثیر متغیرهای مالی مانند تغییرات فروش، بهای تمام شده و . بر صورت های مالی شرکت.

وارن بافت اسطوره بازار مالی

وارن بافت را بیشتر بشناسیم ییدر 6 سالگی، شش جعبه ی كوكا كولا به قیمت 25 سنت از مغازه ی پدر بزرگش خرید و هر بطری را به ازای یك سكه ی پنج سنتی فروخت؛ در حالی كه كودكان هم سن و سال او بر روی.

سهام خزانه اتفاقی خوشایند برای بازار سرمایه

مهدی افضلیان، کارشناس بازار سرمایه با بیان این مطلب گفت: بر اساس این متن به منظور کنترل و کاهش مخاطرات سامانه‌ای یا فرادستگاهی بازار سرمایه کشور در شرایط خاص مالی و اقتصادی و اجرای سیاست‌های عمومی حاکمیتی در شرایط مذکور و به منظور حفظ و.

18 دیدگاه در “ حاشیه سود ناخالص در تحلیل بنیادی ”

مجتبی گفت:

زبان قاصره از تشکر راجع به این همه مهر و محبتی که به ما سهامداران خرد دارین جناب افضلیان
واقعا در این مدتی که توی بورس بودم ندیدم کسی بیاد رایگان همچین اطلاعات ارزشمندی رو دراختیار سهامدارا قرار بده
برای جنابعالی و خانوادتون صحت و سلامتی مداوم و توفیق روزافزون آرزومندم

mehdi afzalian گفت:

سلام و روز بخیر

امیر گفت:

بسیار عالی…. مطالب بسیار حرفه ای …موفق باشین

mehdi afzalian گفت:

مجید گفت:

سلام
ممنون از شما جناب افضلیان

با این کار بی منت که دارید انجام میدید کمک بزرگی میکنید به جامعه سهامدارای خرد. کمتر کسی دیدم که اولین حوصله نوشتن مطالب با این ظرافت رو داشته باشه و اون رو به صورت رایگان در اختیار همه قرار بده. لطف بزرگی در حق ما سهامداران میکنید

mehdi afzalian گفت:

ایشالا که مفید واقع شده باشه

علی گفت:

سلام ممنون که اطلاعات خودتون رو بدون هیچ چشم داشتی در اختیار همه قرار می دید خداوند به شم وخانوادتون سلامتی و توفیق روز افزون بده یه سوال داشتم خدمتتون می خام بورس رو از ابتدا واصولی یاد بگیرم می شه راهنمایی کنید از کجا وچگونه شروع کنم کتابهایی سراغ داریدکه به زبان ساده توضیح بدند با تشکر

mehdi afzalian گفت:

در حال حاضر خرید و فروش انجام میدید؟

Moslem گفت:

کمال تشکر و قدردانی را از جنابعالی دارم که با ارائه مقالات کاربردی و در عین حال کاملا ساده و قابل فهم به افزایش توان علمی ما در درک مسائل بورس و راهکارهای خرید و فروش صحیح سهام کمک شایانی کردید. در پناه حق همیشه سربلند و شاد باشید.

mehdi afzalian گفت:

ممنون از لطف شما

mehdi afzalian گفت:

ارادت. یه دعای خوب برام کنید 🙂

الهام گفت:

با سلام و احترام
من اولین باره که سایتتون رو می بینم. در خصوص سرمایه گذاری در بورس ازتون سوال داشتم، من یه سرمایه اندک 100 میلیون ریالی دارم و تا حالا کار بورس انجام ندادم. بخ نظرتون می تونم با این سرمایه وارد بورس بشم؟

mehdi afzalian گفت:

کارگزاری اگاه دوره های اموزشی رو از مقدماتی تا پیشرفته برگزار میکنه و میتونید رفته رفته شروع به آموزش کنید و در بورس موفق باشید

کیهان گفت:

باعث افتخاره که در محضرتون شاگردی میکنم جناب افضلیان.
پایدار و سربلند باشید بهمراه خانواد

mehdi afzalian گفت:

marzie گفت:

mehdi afzalian گفت:

محمد نیازمند گفت:

ممنون از مطلب خوبتون.
واقعا آموزنده بود.
فقط یک سوال؟
حاشیه سود ناخالص بانک ها رو چطوری باید حساب کرد؟؟؟
چون چیزی ب اسم درآمد عملیاتی و سود ناخالص در صورت های صود و زیان نیست؟



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.